اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥٩ - موجود آزاد
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلَاقِيهِ [١].
«اى انسان تو به سوى خدايت كوشندهاى، پس او را ملاقات خواهى كرد.»
اين كوشش و سختى از براى چيست و از كجا آغاز مىشود و به كجا منتهى مىگردد؟
اگر آدمى مجبور آفريده شده پس مفهوم تكريم چيست؟ و انسان مجبور است، خدا او را به كدام سو هدايت كند؟ چرا؟ و جايگاه اين آفرينش كه در بهترين صورت و نظام انجام گرفته در انسان ماشينى مجبور كجاست؟
تمامى اينها پرسشهايى هستند كه در محافل كسانى كه معتقدند آدمى مجبور است و يا تابع چيرگى عوامل محيط خود مىباشد پاسخى مىيابند. همه مكاتب و فلسفههاى بشرى قدرت، كرامت، آزادى و مسؤوليت انسان را در برابر خدا، خويشتن و موجودات تابع او از وى مىستاند.
بنابر اين يكتا پرستى به مردم آزادى و ارجمندى مىبخشد، در حالى كه شرك به خداوند عزّ وجلّ به عبوديت و بردگى انسان در برابر طبيعت، اعتقاد به حتميت و چيرگى عواملى مىانجامد كه انسان را در بر گرفته و او را به موجودى خوار و به مفهومدقيق كلمه بدل مىكند واين مخلوقارجمند از چارپايان هم گمراهتر مىشود:
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا [٢].
«يا گمان مىكنى بيشتر آنها مىشنوند يا مىانديشند، آنها نيستند مگر چون چار پايان بلكه گمراهتر.»
موجود آزاد
بحث از منتفى دانستن جبر از انسان و مقهور بودن او، ما را به بحث پيرامون
[١] - سوره انشقاق، آيه ٦.
[٢] - سوره فرقان، آيه ٤٤.