اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٣ - پيوند عقل با وحى
مباحث علم، عقل و پيوند عقل با وحى مبحثى نو بگشاييم.
سخن ما اين است كه قرآن و عقل توأم با يكديگر بوده و از هم جدايى نپذيرند.
در اين جا حقيقتى وجدانى در كار است كه در جزئيات، شناخته شده است، ليكن در چارچوب كلّى همچنان ناشناخته باقى مانده است و به ديگر سخن جزئيات اين حقيقت نزد هر انسانى معلوم است و هرگاه اين جزئيات در كنار هم نهاده شوند چارچوب يا ساختارى كلّى از فلسفه اسلامى در عرصه علم و وحى تشكيل مىدهند.
انسان براى رسيدن به اوج روحى، تكامل معنوى، پيشرفت مدنى و مادى كه چشم بدان دارد ناگزير بايد در راه خود با بسيارى از گردنهها روبرو گردد، اگر نتواند از اين گردنهها بگذرد و حتى آنها را در اختيار گيرد نخواهد توانست به اين والايى و پيشرفت دست يابد، خواه در زمينه معنويات و يا در زمينه تمدن مادى باشد. در اين جا پيوند ژرف و استوار ميان قرآن كريم و عقل رخ مىنمايد و آشكار مىشود كه اين دو توأم هستند كه از هم جدايى نمىپذيرند و هر دو در اين كه نيروى ارادىِ سترگى در اختيار آدمى بنهند كه بتواند از اين گردنهها بگذرد و بر آن چيرگى يابد، حتّى به قُلّه كمال معنوى و روحانى از يك سو و به اوج پيشرفت مادى مدنى از سوى ديگر برسد همداستانند.
از اين گذشته توانايى قرآن كريم و قدرت عقل در گذشتن از اين گردنههاى دشوار، برداشتن آن از مسير انسان دليل روشن، حجت مبيّن و برهان قاطعى است بر صحّت قرآن از يك سو و سلامت عقل از سوى ديگر، به ديگر سخن هنگامى كه عقل راهنماى ماست به سوى قرآن و قرآن راهنماى ماست به سوى عقل، پس عقل ما را بدانجا هدايت مىكند كه قرآن از سوى خداوند سبحان است، قرآن، عقل را به ما ياد آورى مىكند و آن را در درون ما شكل مىدهد و در واقع، فطرت را درجان ما شفاف مىكند. پس اين دو در يك نقطه مشترك به يكديگر مىرسند و نيروى آدمى را آزاد مىسازند.