اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٢ - قرآن و عقل
بيفزايد و آن را از حالت ركود و فرو بستگى به در آورَد تا درك كند آنچه در اين زندگى دنيايى در اختيار او قرار گرفته در حقيقت توشه راهى است كه از آن بهره مىگيرند و ناگزير از ميان مىرود و زينت و زيورى است كه او را به لهو مىكشاند و از نعمت هميشگى بازش مىدارد كه در پس اين زينت و زيور رخ خواهد نمود و براى كسى آماده شده كه حقيقت آن را درك كند و پرهيز در پيش گيرد و در راه خشنودى خدا بكوشد.
اى هشام! خداوند سپس كسانى را كه از عقل خود بهره نمىبرند به كيفر خود هراسانده است و فرمود:
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ [١]
«آنگاه ديگران را نابود كرديم.»
كسانى كه عقل خود را به كنارى مىنهند و به كارش نمىبندند حقيقت زندگى آن جهان را درك نمىكنند ولذا در ناكجا آبادهاى جهل به لهو گرفتار مىآيند، خويش را به بازى و بيهودگى سرگرم مىسازند، بىهيچ نگاهى به آينده، فقط لحظه حاضر را غنيمت مىشمارند. خداوند سبحان آنها را به نابودى، بيچارگى وعده كرده و فرموده است:
وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ [٢].
«شما بر آنها مىگذريد بامدادان و شامگاهان، ايا تعقّل نمىكنيد؟»
اى هشام! خداوند سپس عقل را از علم جدا كرده مىفرمايد:
وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ [٣].
«اين مَثَلها را براى مردم مىزنيم و جز دانايان آن را درك نمىكنند.»
[١] - سوره صافّات، آيه ١٣٦.
[٢] - همان، ١٣٧.
[٣] - سوره عنكبوت، آيه ٤٣.