اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٨ - حقيقت دوستى و ولايت
و سخنان پيامبر اكرم كه تنها فروع را در بر نمىگيرند، فروع احكام تنها بخش ناچيزى از احاديث ايشان را تشكيل مىدهد، اكثريت سخنان ايشان عليه السلام بر محور عقايد، هدايت انسان به سوى خداوند، تفسير آفرينش، بيان هستى، طبيعت انسان و اخلاق نيكو، توجه دادن به آخرت و فلسفه روز رستخيز، بيان حكمت آفرينش و ديگر ديدگاههايى گردش دارد كه در كلام، سيره رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السلام تجلّى مىيابد.
حقيقت دوستى و ولايت
اگر يك دوستدار و پيرو اهل بيت درباره حقيقت دوستى و پيروى خود از ايشان عليه السلام از خويش پرسش كند بدون ترديد در مىيابد كه ارادتش به ايشان عليه السلام صرفاً از آن روى نيست كه آنها خاندان پيامبر هستند. او هنگامى كه از احساساتش فاصله مىگيرد و به حقيقت خود باز مىگردد، در مىيابد كه اهل بيت را از اين رو دوست مىدارد و بديشان ارادت مىورزد كه نشان زندگى خود را نزد ايشان مىيابد و در ميان آنها عنوانى بدست مىآورَد تا هويت اسلامى خود را براساس آن شكل دهد. از اين رو ما اگر از طرفداران و شيعيان اهل بيت هستيم ناگزير بايد در جستجوى سخنان تابناك ايشان باشيم، زيرا ولايت با صِرف دوست داشتن اهل بيت عليهم السلام تحقق نمىيابد، بدون همخوانى عملى زندگى انسان بآنها و آنچه ايشان مىكردهاند و در پيش گرفتن شيوهاى كه آنها تعقيب مىنمودهاند ميسّر نمىشود.
شايد از موارد اشكال بر كسى كه به ولايت اهل بيت معتقد است آن باشد كه او ادّعاى ولايت ايشان را كند، در همان زمان از زندگى آنها، رفتار، عملكردشان، حتّى فرهنگ و ديدگاهشان نسبت به زندگى و بينش آنها پيرامون هستى بدور باشد و در نتيجه در فلسفه خود نيز از آنها فاصله بسيارى داشته باشد.
شگفت است كه آدمى خود را بفريبد و صفات امامى را پيوسته بر زبان جارى كند و ايشان را مخاطب سازد كه: