اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٦ - ويژگيهاى علم
شايد اين نيز تصوّر خطايى باشد، زيرا آدمى هنگام خواب و هنگام فراموشى و هنگام خشم علمش را فراموش مىكند. خداوند سبحان مىفرمايد:
وَمَن نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ... [١].
«هر كه را عمر دراز دهيم، در آفرينش دگرگونش كنيم...».
پس اراده خداوند سبحان مقدّر فرموده كه آدمى علم خود را از كف بنهد و اين امرى وجدانىاست كه بهفطرت و وجدان آدمىارتباط دارد وسخن ومثال نمىتواند آن را در بر گيرد، بلكه بازگشت به فطرت آدمى است كه آن را كامل فرامىستاند.
پس آدمى هنگامى كه به چيزى آگاهى مىيابد كه قبلًا نمىدانسته ناگزير بايد درباره چگونگى اين آگاهى از خود پرسش كند و پيرامون ماهيت اين نور كه پرده از ناشناختهاى براى او برگرفته وجدان خويش را به سخن وادارد.
ويژگيهاى علم
آيا ممكناست علم با علم، شناخته شود؟ شايد اينسؤال در ذهن برخى مطرح شده باشد. ما پيشتر گفتيم كه علم از احاطه منزّه است، زيرا همان عاملى است كه روشن مىكند وپرده برمىگيرد، ولىآيا اينكاشفمىتواند همانمكشوفهم باشد؟
آرى! ممكن است علم با علم، شناخته شود و به ديگر سخن علم پرده از خود برگيرد.
دكارت مىگويد: «من مىانديشم پس هستم.» يعنى من مىدانم و آگاهى دارم پس هستم، بلكه مفهوم آن چنين است كه من به علم خود به وجودم آگاهى دارم.
اين سخن او صحيح است، زيرا اگر آدمى علم نمىداشت نمىتوانست به وجودش آگاهى يابد. او به هنگام خواب نمىتواند به وجودش آگاهى پيدا كند، چنانكه به هنگام فراموشى، جهل و جنون به وجود خود اطمينان نمىيابد، ليكن هنگامى كه
[١] - سوره يس، آيه ٦٨.