اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٢٠
قدرت و اراده او ازلى نخواهند بود. انسان بى ايمان نخستين چيزى كه مىخواهد براى خدا تو هم كند آن است كه براى خدا حجمى قائل شود، زيرا آفريدههاى مانند او همگى حجم دارند، چنانكه براى او رنگى توهم مىكند، زيرا همه مخلوقات رنگ دارند. ديگر تو همات او نيز همين وضع را پيدا مىكنند.
روايات شريف هنگام پرداختن به توصيف خداوند، از انسان مىخواهند كه فشارهاى احساسى، تشبيه و سنجشهاى خلقتى را كه معمولًا در شناخت مخلوقات به كار مىگيرد از خود دور سازد و بدون اين معادله بى نظير رسيدن به شناخت خداوند جلّ جلاله ناشدنى است.
روايات و شناخت خدا
١- اميرالمؤمنين على عليه السلام در خطبهاى در كوفه فرمود: «سپاس خداى را كه از چيزى نيست و آنچه را خلق گردانده از چيزى پديد نياورده، به حدوث و نو پيدا شدن اشياء بر قدم خود و به ناتوانى كه نشان آنها قرار داده بر توانايى خويش و به نابود شدن كه از روى ناچارى به آن روى مىآورند بر هميشگى خود استشهاد نموده است و گواهى خواسته. از جايى كناره نگرفته تا با جا درك شود و نمونه شجى ندارد تا به كيفيتى توصيف شود و از چيزى غايب نشده تا با حثييت دانسته آيد.
با صفات هر چيزى كه پديد آورده، مباين است و با دگرگونى ذاتهايى كه پديد آورده از درك بيرون است، با كبريايى و عظمتش از دگرگونى همه اوضاع بيرون است...
به سبب عظمتش مكانى او را در بر نمىگيرد و به سبب جلالش اندازهها به ساختن راه نيابند و به سبب كبريايىاش از معيارها و سنجشها بدو نرسد و همه نمىتوانند به كنه او راه يابند و فهمها نمىتوانند او را در بر بگيرند و ذهنها نمىتوانند مانندى براى او بياورند و درياها انديشههاى بلند پرواز از احاطه او نا اميد گشتند، دانشها از اشاره به كنه او خشك شدند،... يكى است نه از روى عدد و شماره، هميشه بوده و هست نه به حساب مدت و زمان، قائم و برقرار است نه به حساب