اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١٨ - شناخت خدا، پرداختن به ايمان
وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ ... [١].
«و بگو عمل كنيد كه خدا و رسول او و مؤمنان عمل شما را مىبينند ...»
شناخت خدا به مفهوم صرف دادههاى نظرى نيست، زيرا اين دادهها به تنهايى نمىتوانند انسان مؤمن را به نتيجهاى برسانند كه خداوند براى او مىخواهد، بلكه شناخت خدا مجموعهاى است از عملكردهاى جهادى فرازبينى و ما مىتوانيم آن را به «ايمان» تعبير كنيم و تمامى ايمان جز عمل نيست. ايمان، جهاد، ايثار و كنار نهادن رقباى الهى است كه از شيطان شروع مىشود و از نفس بد فرماگذر مىكند و به فشارهاى اجتماعى باطاغوتهايى كه انسانها را در بر گرفتهاند و نافرمانى از ستمكاران پايان مىپذيرد.
از همين جاست كه اين هدايت دينى از زبان اهل بيت عليهم السلام بيان مىشود كه انسان مؤمن به خدا و رسول، هنگامى كه ببيند زندگى به او روى آورده و رام او گذشته است خود را متهم كند، زيرا نبودن بلا به مفهوم آن است كه خداوند عزّوجلّ به ديده خشنودى بدو نمىنگرد. كسى به امام اميرالمؤمنين عليه السلام عرض كرد: من مىخواهم از اصحاب شما باشم. امام عليه السلام به او پاسخ فرمود: «بنابر اين خود را براى تحمل بلا از هر سويى آماده كن.»
اين واقعيت زندگى همه پيامبران، اولياء و صدّيقان است، زيرا بر حسب منزلت هر يك بلايايى برايشان نازل مىشد، تا جايى كه پيامبر اكرم رسول ما حضرت محمّد صلى الله عليه و آله مىفرمود: «هيچ پيامبرى چونان من آزار نشد.» [٢] زيرا منزلت ايشان از منزلت همه پيامبران، والاتر بود. چنانچه سيدالشهداء امام حسين عليه السلام هنگامى كه به پيكرش صدها زخم وارد آمده بود، در بدترين وضع غربت و فشار قرار داشت اين چنين خداى بزرگ خود را مورد خطاب قرار مىدهد كه: «خشنودم به
[١] - سوره توبه، آيه ١٠٥.
[٢] - بحارالانوار، ج ٣٩، ص ٥٦.