اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣ - انتقاد
زندگى به يادگار نهد، به روز رستخيز ديوارى بلندى ميان او و آتش دوزخ باشد.
٢- نبايد يكى از ما چنين بپندارد كه عرصه كار او با تحصيل علم و پرداختن به معرفت، نا همسو و ناهمساز است، زيرا علم در انحصار هيچ كس نيست و نبايد آن را نژادى و يا طبقاتى دانست. پيامبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «طلب دانش، فريضهاى است بر هر زن و مرد مسلمان.» [١]
٣- اصل ديگرى نيز در كار است كه در پيگيرى پژوهش و دستيابى به پاسخهاى فراگير هر پرسشى نمايانده مىشود كه ذهن انسانها را از حركت باز مىدارد.
اين پاسخ ممكن است با خواندن كتابى ديگر، يا حاضر شدن در محفل درسى و يا گفتگو با استادى آگاه، حاصل آيد:
... فَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَاتَعْلَمُونَ [٢]. «... اگر نمى دانيد از اهل ذكر بپرسيد.»
انتقاد
در پى آنچه براى شما بسان يك پژوهشگر خوانده مىشود نوبت به نقش انتقاد مىرسد، به ويژه در عرصه عرفان اسلامى كه حتماً بايد نقشى داشته باشيد فعّال بدون بسنده كردن به نقشى انفعالى، فرض زياد آن است كسى كه به اين عرصه در مىآيد به سخنان ديگران گوش مىكند تا برگزيند: الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ... [٣] «آنها كه به سخن گوش مىكنند و از بهترين آنها پيروى مىكنند...»،... وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ [٤] «... و گوشهايى آگاه آن را در يابد و بفهمند».
پس گزينش در اينجا امرى واجب است و مجادله بايد به بهترين شكل صورت
[١] - بحار الانوار، ج ١، ص ١٧٧، روايت ٥٤.
[٢] - سوره نحل، آيه ٤٣.
[٣] - سوره زمر، آيه ١٨.
[٤] - سوره حاقه، آيه ١٨.