اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٠٤ - فصل چهارم ويژگيهاى باورمندان بداء
برگرفته است، آيا پند نمىگيريد؟»
او با اطمينان كامل در برابر قوم خود ايستاد و با صراحت بديشان اعلان كرد كه مادامى كه به خدا ايمان دارد و بدو شرك نمىروزد از هيچ چيز نمىترسد. خداوند مىفرمايد:
وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُمْ بِاللَّهِ مَالَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ [١].
«چرا از آن چيزى كه شريك خدايش ساختهايد بترسم در حالى كه شما چيزهايى را كه خداوند هيچ دليلى درباره آنها نازل نكرده است مىپرستيد و بيمى به دل راه نمىدهيد؟ اگر مىدانيد بگوييد كه كدام يك از اين دو گروه به ايمنى سزاوارترند؟»
٣- آدمى از ترس طبيعت رها مىشود و به جاى آن كه طبيعت را بپرستيد و آن را حاكم بر خويش ببيند به فرمانبرى از خود وادارش مىكند و محكوم و مسخّر خواست خود مىگرداندش.
ملكه سبا و مردم او خورشيد را مىپرستيدند، لذا ملكه سبا راه به جايى نمىبُرد. خداوند سبحان به نقل از هدهد پرنده مىفرمايد:
وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ [٢].
«ديدم كه خود و مردمش به جاى خداى يكتا آفتاب را سجده مىكنند و شيطان اعمالشان را در نظرشان بياراسته است و از راه خدا منحرفشان كرده است، چنان كه روى هدايت نخواهند ديد.»
ولى خداوند بهسليمان كه خدا را مىپرستيد وبزرگ مىداشت حكومتى بخشيد كه شايسته هيچ كس پس از او نبود و باد را به تسخير او در آورد و سخن گفتن
[١] - سوره انعام، آيه ٨١.
[٢] - سوره نمل، آيه ٢٤.