اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٧ - حقّ تلاوت قرآن
و طبيعت و هر آنچه را كه پيرامونش است با آن مىبيند و در اين هنگام شگفتى ندارد اگر قرآن بر مردهاى خوانده شود و خدا او را زنده كند يا بر كوهى خوانده شود و او به جنبش آيد يا بر زمينى خوانده شود و او پاره پاره گردد:
وَلَوْ أَنَّ قُرآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْكُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بِل للَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً... [١].
«اگر به وسيله قرآن، كوهها به حرمت در آيند، يا زمينها قطعه قطعه شوند، يا به وسيله آن با مردگان سخن گفته شود، (باز هم ايمان نخواهند آورد) ولى همه كارها در اختيار خداست...»
حالت خشنودى و پذيرش، مقتضى آن است كه بنده با همه وجودش به كلام خداى خويش روى آورَد و خود را از آن بركنار ندارد، بلكه رهنمودهاى خداوند عزّوجلّ را به جان بينوشد و از اندرزها و احكام آن مستقيماً پند پذيرد:
وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ [٢].
«و هرگاه قرآن خوانده مىشود بدان گوش فرا دهيد و خاموش باشيد، باشد كه بر شما رحم شود.»
امّا اگر هدف تنها تلاوت باشد بى هيچ پاكى، يا هدف شماره آيات، احزاب، سورهها و تعداد صفحاتى باشد كه خوانده است و صرف كردن چند ساعت از وقت خويش باشد بدور از هرگونه ژرف و اندرز اندوزى، اين به مفهوم طلب نور الهى نخواهد بود، در نتيجه به مفهوم قرب الهى نيست، لهو و غفلت است:
وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ [٣].
«و جز ستمگران، كسى آيات ما را انكار نمىكند.»
[١] - سوره رعد، آيه ٣١.
[٢] - سوره اعراف، آيه ٢٠٤.
[٣] - سوره عنكبوت، ٤٩.