اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٣٩ - مراحل آفرينش هستى
مىگيرند، مگر در نزد تو. [١]»، پس عملكرد آدمى اوج مىگيرد ليكن از رسيدن به پروردگار جهانيان ناتوان است.
مراحل آفرينش هستى
مسأله قضا و قدر را مىتوان فرا گرفتن كامل مراحل آفرينش هستى، تصوّر كرد؛ مراحلى كه در آفرينش مشيتى جلوه مىيابد كه اراده، سپس تقدير، سپس قضا و سرانجام تحقّق را مىآفريند.
خداوند عزّوجلّ مشيت را آفريد و آنگاه پديدهها را با مشيت فعال خود (اراده) پديدار ساخت. پس مشيت آفريدن مخلوقى را مقرّر مىدارد و اين همان (اراده) است. اين مشيت آنگاه به طراحى، اندازهگيرى، شناخت ابعاد و مقدار آن از نظر مساحت، حجم، حرارت، برودت و قابليتها مىپردازد و اين همان مرحله (تقدير) و يا (قدر) است كه در طراحى، جلوه مىيابد و از آن پس نوبت (قضا) مىرسد، بدين معنا كه اين مخلوق شناخته شده و آماده مىگردد و در پى آن نوبت به تحقّق و امضاء مىرسد، يعنى وارد كردن اين مخلوق جديد به عرصه واقعيت و چهار چوب وجود مىباشد.
براى بيان اين مطلب مثالى مىآوريم- البته مثال آورده مىشود، ولى بدان قياس نمىشود و خداوند والاتر از امثال است-: رهبر سرزمينى مىخواهد به جنگ با دشمن خود برخيزد. او نخست تصميم مىگيرد فرماندهاى را براى عمليات بگمارد، آنگاه اين فرمانده با رهنمودهاى رهبر خود نيازهاى سپاه را اعم از جنگافزار، نيرو و موقعيت مشخص مىسازد. اينها همه در چار چوب يك طرح تفصيلى فراگير جدول بندى مىشود و آنگاه ساعت آغاز عمليات را مشخص مىكند و نيروها ديگر به چيزى نياز ندارند، مگر به دستور يورش و پس از آن است
[١] - بحارالانوار، ج ٨٤، ص ٢٧٧، روايت ٧٠.