اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٤ - ٤- جايگاه انسان
«و گفتند: آيا اگر از ما استخوانى بماند و خاكى، باز هم با آفرينشى نو از قبر بر مىخيزيم؟»
آرى! اين قرآن كريماست كهبههمه پرسشها پاسخ مىدهد ومانع هرگونه انحراف فكرى مىگردد. اسلاماز آغاز مىگويد كه خداوند بر هرچيزى تواناست وما هنگامى كه بهقدرتابدى خدا؛ اين قدرت مطلق، كامل، بىحدّ و مرز اعتقاد يابيم، در واقع در برابر هر پرسشى پاسخى نهادهايم. و هنگامى كه عظمت قرآن كريم تجلى مىيابد پوچى انديشههاى انحرافى فلسفى آشكار مىگردد، زيرا امور با ضدّشان شناخته مىشوند و قرآن مجيد هنگامى كه همه چيز را به خداوند سبحان نسبت مىدهد و او را قادر بر هر چيزى مىداند كه شب را در روز فرو مىبَرد و روز را در شب و مرده را زنده مىكند و استخوانهاى پوسيده را جان مىبخشد و زنده را از مرده بيرون مىكشد و مرده را از زنده، و هر كه را بخواهد بدون حساب روزى مىرساند و...
در حقيقت، ادّعاهاى كسانى را باطل مىكند كه معجزههاى الهى را انكار مىكنند و همه اين امور را به قوانين طبيعى نسبت مىدهند، و تصوّرات مادّى واهى و محضى را باطل مىگرداند كه اينها همه را از اراده خداوند قادر خارج مىسازد.
آرى! هنگامى كه ما اعتقاد مىيابيم خداوند متعال بر همه چيزى تواناست، در همان حال ايمان داريم كه خداوند عزّوجلّ ارادهاش را در پى اراده آزاد ما قرار داده است، پس خداوند سرنوشت هيچ ملتى را تغيير نمىدهد، مگر آن كه خود را تغيير دهند و اين خداوند تبارك و تعالى است كه مىفرمايد: «مرا بخوانيد تا پاسختان دهم.»، پس خدا از آنچه بدو دروغ مىبندند پاك و منزّه است.
٤- جايگاه انسان
چهارمين خصوصيت فلسفه بشرى آن است كه اين فلسفه آدمى را به حيوانى ناطق بدل مىكند كهاز قدرت تهى است، موجودى كه جمود او را در بر گرفته و هيچ اراده و اختيارى ندارد و جز ناطقيت (توانايى سخن گفتن) كه وجه امتياز او از ديگر