اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٣ - مراحل علم
آيا خداوند از قديم به آنچه مىآفريند و امورى كه سرنوشت خلايق به آن مىرسد، همچون مرگ، معاد، بهشت، دوزخ آگاهى داشته است و يا خير؟
پاسخ اين پرسش آن است كه بدون ترديد بدان علم داشته است، زيرا اگر نسبت به آن جاهل بود براى بدست آوردن علم آگاهى از آن به ديگرى نيازمند مىشد و اين بدان مفهوم است كه علم الهى به علّتى نيازمند نيست، زيرا علم خدا قديم است و عين ذات مقدّس اوست كه علّة العلل است.
در مورد قدرت عظيم خداوندى نيز مسأله به همين گونه است، زيرا هنگامى كه او آهنگ آفرينش كرد، همه پديدهها را بدون رايزنى، يارى كسى و بى هيچ خستگى بيافريد، «نَه چرت او را مىگيرد نَه خواب» در حديث قدسى آمده است:
«گنجينهاى مخفى بودم پس دوست داشتم شناخته شوم و لذا خلق را آفريدم.» [١]
آيا خدا از قديم اراده كرده كه خلق را بيافريند؟
چنين نيست، زيرا اگر چنين بود آن را از قديم مىآفريد، زيرا، اراده، يعنى اجرا و نيرويى كه پديدهاى را بوجود مىآوَرد و آن خود از مخلوقات خداوندى است.
خداوند گاهى اراده مىكند، يعنى اراده را خلق مىكند و خواستش به چيزى تعلّق مىگيرد. و آن چيز به وجود مىآيد خداوند تبارك و تعالى كلمه «كُنْ» را از قديم نگفته است، زيرا اگر آن را از قديم مىفرمود خلق نيز قديم مىبودند و بلافاصله خلايق خلق شده بودند.
بنابراين، خداوند از قديم دانا، بينا و تواناست، ولى چه كسى گفته است كه خداوند از قديم مريد (اراده كننده) است؟ آرى! اراده مخلوق، حادث است هرگاه و هرگونه و هر جا كه خواست خداوند عزيز و با جبروت تعلق گيرد.
همانا علم و قدرت خداوند عزّوجل قديم است، ليكن اراده و خواست او حادث و مخلوق اوست. او مىفرمايد: «كن فيكون» (باش پس مىشود) پس او
[١] - بحارالانوار، ج ٧٤، ص ١٩٩، روايت ٦.