اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥٧ - خداوند، چيره است و انسان، آزاد
كردند و از آن ترسيدند و انسان آن را به دوش كشيده، او ستمگر و نادان است.»
همه جز ابليس در برابر انسان به سجده افتادند و او از همسويى با امر الهى سرباز زد و از سجده و فرمانبرى از انسان استنكاف ورزيد؛ انسانى كه جانشين آفريننده خود در زمين است.
انسان با پذيرش مسئووليّت امانت بزرگ، بر همه موجودات برترى يافت و همگان در اختيار او قرار گرفتند، مگر يك جبهه كه روياروى او ايستاد، اين جبهه همان ابليس و سپاهيان اوست. اين موجود شيطانى با سر كشى خود مأمور آزار دادن قلب انسان گشت. اوست همنشين نفس امّاره و آدمى نا گزير بايد با اين دشمن و با اين تجاوز به رويارويى بر خيزد و بخوبى بر آن پيروز گردد.
آدمى به خوبى مىداند كه قابليتهاى نهاده شده در او مىتواند هر چيزى را به تسخير خود در آورد: خورشيد، باد، اتم، نفت، كوهها، درياها و... ليكن بايد تنها از يك چيز بر حذر باشد و آن ابليسى است كه بر سر راه او نشسته. آدمى بايد با هشيارى او را نيز به تسخير خود در آورد و اجازه ندهد ابليس قابليتها و آزادى او را در به كارگيرى اين قابليتها بستاند.
تمامى قرآن عبارت است از فريادى رسا خطاب به آدمى، تنها آدمى و نه هيچ موجود، فريادى كه مىگويد: انسان موجودى آزاد و مسؤول است:
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً [١].
«ما راه را به انسان نموديم خواه سپاسگزار باشد و يا ناسپاس.»
فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ* وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ [٢].
«هر كه ذرّهاى نيكى كند آن را مىبيند و هر كه ذرّهاى بدى كند آن را مىبيند.»
و ديگر آياتى كه حقيقت شرك كسانى را كه اقتصاد، سكس، طبيعت و اجتماع را
[١] - سوره انسان، آيه ٣.
[٢] - سوره زلزال، آيات ٧- ٨.