اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٩٢ - علم، چونان نور
افتادن به پرتگاه شرك دورى مىگزيند درك مىكند كه علم نَه اين است و نَه آن، بل كشف شدن پديدهها براى نفس بشرى از طريق نورى الهى است.
برخى از فلاسفه معتقدند كه نفس بشرى، خود علم است. در اين جا اين سؤال مطرح مىشود كه: اگر بگوييم نفس بشرى خود علم است، آيا ممكن است در اين هنگام باور يابيم كه علماز خداوند سبحاناست؟ آنها هر چه بگويند و هر استدلالى كه بكنند بازهم شاهد خواهيم بود كه مجبور خواهند بود به خطاى اين طرز تفكّر اعتراف كنند و اين هنگامى است كه به فطرت و وجدانشان بازگردند، زيرا اگر ذات آدمى همان علم باشد پس چرا آدمى نسبت به امورى جهل دارد و به ديگر سخن آدمى مىبايد همه چيز را مىدانست. از اين گذشته اگر وضع چنين بود كه آنها مىگويند، پسچرا آدمى خودرا فراموش مىكند ونسبت بهخويش جهل مىيابد؟، زيرا با فطرت و وجدان خويش درمىيابد كهآن علم نيست واو همه چيز را نمىداند:
... وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا [١].
«... و از دانش جز اندكى داده نشديد.»
چنانكه با وجدان و فطرتش در مىيابد كه بسيارى اوقات او خويش را فراموش مىكند. خداوند سبحان مىفرمايد:
وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ [٢].
«از كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا هم آنان را از خويش به فراموشى انداخت، اينان همان تبهكارانند.»آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - قم، چاپ: اول، ١٣٧٩.
نفس خويش را به هنگام خواب و غفلت فراموش مىكند، در حالى كه اگر نفس، همان علم مىبود محال بود آدمى خويش را فراموش كند.
عده ديگرى معتقدند كه علم صورتى در ذهن است. ما مىپرسيم ضمانت آن
[١] - سوره اسراء، آيه ٨٥.
[٢] - سوره حشر، آيه ١٩.