اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥٤ - فصل هشتم جبر و اختيار
فصل هشتم: جبر و اختيار
بسيارى از مسايل عرفان به جبر و تفويض منجر مىشود و آن مسألهاى است بسيار حسّاس زيرا كه گاهى به عنوان موضوعى فلسفى مطرح شده است، زمانى دانش، تعليم، تربيت، حقوق و علم كلام آن را بر رسيده است، زيرا بسيارى از موضوعات تربيتى، اخلاقى، ارشادى و حقوقى بر آن استوار است. پس آدمى هنگامى كه از شالوده ريزى انديشه محدود اختيار و تفكّر (بين الامرين) جبر و تفويض ناتوان باشد، از اين كه بر اساس آنها ديد گاهها، باورهاى تربيتى و قانونى خود را استوار كند ناتوانتر خواهد بود.
گمانهاى بشرى از رسيدن به خطى مشخص در اين زمينه ناتوان مانده است و اين پندارهاى پوسيده، گاهى به جبر و گاهى به تفويض، ره برده است. ما اين موضوع و راه حل اين مشكل را در پر تو دريافت خود از آيات قرآن كريم، روايات پيامبر و اهل بيت عليهم السلام مىكاويم و جزئيات راه حل را توضيح مىدهيم و شبهههايى را كه بر مسأله اختيار خيمه افكنده ردّ مىكنيم.
مبلغان فلسفه بشرى، بطور كلّى انسان را موجودى مىپندارند كه در رفتار خود مجبور است، آنها به هنگام پرسش از علّت اين كه خداوند سبحان بديشان امر و نهى مىكند، تكاليف شرعى و اخلاقى بر دوش آنها مىنهد از اعتراف به خطاى فاحش خود مىگريزند، به علاوه، عرف و جامعه نيز آنها را به تعهّداتى وا مىدارد