اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٦ - اراده خداوندى، كلمه است
خداوند جلّ جلاله در اين باره مىفرمايد:
لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ* لَايُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ [١].
«اگر در زمين و آسمان خدايانى جز اللَّه مىبود هر دو تباه مىشدند، پس اللَّه، پروردگار عرش، از هر چه در توصيفش مىگويند منزّه است. او در برابر هيچ يك از كارهايى كه مىكند باز خواست نمىشود، ولى مردم بازخواست مىشوند.»
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ [٢].
«در پى عملكرد مردم، تباهى در خشكى و دريا پديد آمد.»
در اين آيات، اشاره روشنى به چشم مىخورَد كه چند گانگى خدايان، موجب هرج و مرج مىشود، در حالى كه خداوند، پيشتر در آيات كريمه خود، صفات خداوندى، احديّت و وحدانيّت خود را بر ما نموده است، سپس خداوند اشاره مىفرمايد كه نمودهاى تباهى در ميان مردم از سوى خود آنهاست، زيرا به صفات خدا كه عدالت و حكمت را در بردارد موصوف نيستند.
خداوند عزّوجلّ در لوح محفوظ سرنوشت آدمى را مقدّر فرموده كه: در چه لحظهاى زاده مىشود، از كدام پدر و مادر به دنيا مىآيد، در كجا و چگونه زاده مىشود، نگون بخت است و يا خوشبخت، تهى دست است و يا توانگر، داناست و يا نادان، چگونه زندگى مىكند، كى، چگونه و در كجا مىميرد و سپس انجام كار او را مقدّر كرده است. همه اين احوال در لوح محفوظ خداوندى نگاشته شده است، ولى بيان كننده اراده خدايى نيست، بلكه تنها طراحىِ فراگير براى همه جزئيات زندگى است.
آن گونه كه بيان شد كه هرگاه خداوند چيزى را مقدّر كند اين به مفهوم ناتوانى از تغيير دادن امرى كه مقدّر شده نيست و خداوند مىتواند آنچه را كه به بنده داده
[١] - سوره انبياء، آيات ٢٢- ٢٣.
[٢] - سوره روم، آيه ٤١.