اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠٣ - فصل سيزدهم نظريه وحدت وجود، بحثى مقايسهاى
فصل سيزدهم: نظريه وحدت وجود، بحثى مقايسهاى
دلايل و مداركى در ميان است كه معتقدان به وحدت وجود آنها را اقامه كردهاند و اين دلايل در مراحلى دسته بندى مىشوند. در آغاز آنها كوشيدند در مقابل معتقدان و بنيانگذاران اصالت ماهيت، اصالت وجود را اثبات كنند. آنگاه كوشيدند اصالت تحقق وجود و يا قرار دادن وجود را به اثبات رسانند و آنگاه اندك اندك به وحدت وجود رسيدند. در حقيقت، همه مراحل عقلى كه معتقدان به اصالت وجود باگذر از آن اندك اندك به اين مسأله و انديشه رسيدند همگى نيازمند دلايلى هستند قانع كنندهتر از آنچه آوردهاند.
براى آنكه انديشه اصالت وجود را در ميان اين جماعت بهتر شناسايى كنيم و زيرسازهاى عقلى را كه براى اثبات آن بدانها تكيه كردهاند روشن كنيم نيازمند ارائه برخى حقايق مقدّماتى هستيم كه نه تنها در محدوده اثبات و يا نقض انديشه اصالت وجود ما را سود رساند، بلكه در همه مسايل و ديگر انديشههاى فلسفى براى ما سودمند باشد. دليل آن اين است كه اين حقايق مقدّماتى، همان حقايق كه داراى روش اصولى هستند، يعنى با شيوه اصولى تفكّر آدمى در پيوندند.
به نظر شما، ما وجود خود را با چه به اثبات رساندهايم؟. و چگونه به وجود هستى پيرامون خود پى بردهايم؟. و به چه طريق توانستهايم وجود خداوند سبحان را به منكران ثابت نمائيم؟ و با چه شيوهاى در ميان خود تفاهم برقرار مىكنيم؟