اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٨٥ - جبر و تفويض در احاديث
و ذلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ [١].
«اين به سبب عملكرد شماست و خدا نسبت به بندگان ستمگر نيست.»
به همراه آيات فراوان ديگرى همانند آن. هر كس ادّعا كند كه در ارتكاب گناهان مجبور است در حقيقت، گناه خود را بر دوش خدا افكنده و در عقوبت الهى بدو ستم نسبت داده است و هر كه به خداى خود ستم نسبت دهد كتاب او را دروغ پنداشته و هر كه كتاب او را دروغ بپندارد همه امّت او را كافر مىدانند. مثلى كه در اين مورد آورده مىشود، آن است كه فردى بردهاى را مالك است كه از مال دنيا هيچ ندارد و اربابش اين را مىداند، ولى با اين وجود به او دستور مىدهد براى خريدن كالايى به بازار رود و قيمت آنچه را قرار است بخرد به او نمىدهد.
مالك مىدانست كه بر آن كالا رقيبى است كه هيچ كسى نمىتواند بدون پرداخت قيمت مورد نظر او، كالا را از او بستاند. اين ارباب خود را شخصى با عدالت و با انصاف معرفى مىكند و خويش را برخوردار از فرزانگى و بركنار از ستم مىنمايانَد. او بنده خود را تهديد مىكند كه اگر كالاى مورد نظر او را نياورَد به كيفرش خواهد رساند.
آن بنده به بازار مىرود ومىكوشد كالايى را به دست آورد كه ارباب او را براى به دست آوردن آن به بازار فرستاده است، ولى هنگام يافتن كالا كسى را نزد آن مىيابد كه جز با پرداخت بها كالا را بدو نمىدهد و بنده هم كه پولى در اختيار نداشت. نا اميد و بدون برآوردن نياز ارباب نزد او باز مىگردد و اربابش بدين سبب بر او خشم مىگيرد و مؤاخذهاش مىكند.
چنين كسى ظالم و متجاوز است و آنچه خود را به آن توصيف نمود، از قبيل عدل، انصاف و حكمت، باطل مىنمايد. و اگر او را به كيفر نرساند خود را تكذيب كرده است، مگر نه اين است كه نبايد او را كيفر دهد؟ دروغ، ستم، عدالت
[١] - سوره آل عمران، آيه ١٨٢.