اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢١ - بهشت، بهاى توحيد
مىكند، گاهى با جهاد، كشتن و كشته شدن در راه او، ليكن شناخت خدا از همه گونههاى پرستش، برتر است، زيرا از راه شناخت خداست كه فريضهها به كمال مىرسد و از همين راه است كه پذيرفته مىافتد، پس كسى كه نماز بگزارد و نداند براى چه كسى نماز مىگزارد، يا روزه بگيرد و نداند كه براى چه كسى روزه مىگيرد و كسى كه جهاد كند و كشته شود و نداند كه در راه چه كسى جهاد كرده و كشته شده است، اعمالش بيهوده و موجب حسرت خواهد بود و گاهى دنيا و آخرت را در كنار هم از كف مىنهد، زيرا تلاشش نقش بر آب مىشود، نكوهيده، تار و مار در گوشهاى زانوى غم به بغل مىگيرد.
بنابراين از امام على عليه السلام روايت شده است: «سر آغاز پرستش خدا شناخت اوست و اصل شناخت او اعتقاد به يگانگى اوست و نظام يگانى او نفى صفات از اوست. شأن او بسى اجلّ از آن است كه صفات بر او وارد آيد، زيرا به گواهى عقل هر كه صفات بر او وارد آيد دست پرورده است و همه عقول گواهند كه مقام كبريايش سازنده و پردازنده است نه دست پرورده و ساخته شده...» [١]
اينك براى اين كه نقطه آغاز اين بحث پر دامنه را مهيّا سازيم، شايسته است با توسّل به احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و روايات اهل بيت عليهم السلام بدين مهم همّت گماريم، كه اين احاديث، نسيم اميد بهرحمت خداوند سبحان را بهوجود ما مىوزند و افقهايى از دانش اسلامى را به روى ما مىگشايند كه در عرفان و حكمت جلوه مىيابند، ترديدى نيست كه اهل بيت نخستين و بهترين كسانى هستند كه خداوند سبحان را آن گونه كه بايد شناختهاند و از همين روست كه پروردگار، ايشان را برگزيده است.
بهشت، بهاى توحيد
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «سوگند به آن كه مرا بحق، بشارت دهنده
[١] - بحار الانوار، ج ٤، ص ٢٥٣، روايت ٦.