اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٠٢ - سپاهيان عقل
شهامت كه ضد آن كودنى است
درك كه ضد آن كُند فهمى است
شناخت كه ضد آن نپذيرفتن است
مدارا كه ضد آن بى پروايى است
سلامتنيّتدر غيبديگران كه ضد آن مكرآلودى است
پوشاندن كه ضد آن آشكار كردن است
نماز كه ضد آن بىنمازى است
روزه كه ضد آن افطار است
جهاد كه ضد آن سرباززدن است
حج كه ضد آن كنار نهادن پيمان است
نگهداشتن سخن كه ضد آن سخن چينى است
نيكى به پدر و مادر كه ضد آن عقوق است
حقيقت كه ضد آن رياء ست
كار نيك كه ضد آن كار زشت است
حجاب كه ضد آن زينت نمايى (در برابر نامحرمان) است
تقيه كه ضد آن نشر اسرار است
انصاف كه ضد آن تعصّب است
خدمت كه ضد آن تجاوز است
پاكيزگى كه ضد آن پليدى است
شرم كه ضد آن بى حيايى است
ميانه روى كه ضد آن پا فراتر نهادن است
آسايش كه ضد آن خستگى است
آسانى كه ضد آن دشوارى است