اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٩٨ - فصل دوازدهم حقيقت وجود
اين واقعيت همچون شهادتى است با صداى بلند در بطلان و ناتوانى تفكّر بشرى در مبارزه با جهل و تاريكى بدون يارى ستاندن از وحى. بنابراين مسير بشر هر روز و هر مرحله حكايت از كاستى و ناتوانى فرهنگ بشرى دارد، چنانكه از اين حقيقت پرده بر مىگيرد. همين كاستى و ناتوانى سبب ساز پديد آمدن تراژديها، بدبختيها و عقب ماندگيهاست.
اما رسالتهاى آسمانى و قرآن كريم كه كاملترين و بزرگترين اين رسالتهاست پيوسته پيشتر از علم و دانش بوده است، هرگاه علم و عقل گامى به جلو مىنهد آدمى در قرآن به تعابيرى بر مىخورد كه به اكتشافات علمى اشاره دارد.
قرآن- كه چكيده رسالتهاى آسمانى است- پيوسته در كار استدلالى ناگسستنى در سيطره فرهنگ الهى نسبت به پيشرفت علمى و ضرورت چنگ انداختن بشر به ريسمان استوار آن است و شايد پيشرفت علم بشرى به سهم خود عاملى است كه ايمان ما به قرآن را مىافزايد.
براى مثال، كسى كه كتاب «الامام الصّادق عقل المذهب الشيعي» را كه مجموعهاى بزرگ از فلاسفه غربى آن را نگاشتهاند، بخواند ميزان صحّت اين انديشه را در مىيابد و مطمئن مىشود كه دانش قرآن كريم و فرهنگ اهل بيت عليهم السلام علمى برخاسته از شبه جزيره عربستان و يا فرهنگى سرچشمه گرفته از شهر مدينه، يا كوفه و يا بصره نيست، بلكه فرهنگ و دانشى الهى است كه خداوند سبحان آن را به بشريت وحى نموده است.
فرهنگى كه قرآن كريم آن را ارائه كرده است پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام به شرح و تفصيل آن پرداختهاند از صنف ديگر فرهنگهاى فناپذير نيست، زيرا اين فرهنگ مسائلى را مورد بررسى قرار داده كه انسان حتى از سخن منطقى گفتن درباره آن ناتوان است، كه از جمله اين مسائل مبحث وجود است و ما در اين جا مىكوشيم ديدگاههاى فلفسه بشرى را در مورد وجود بياوريم، سپس به تفصيل آن از نگاه قرآن و اهل بيت عليهم السلام بپردازيم.