اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٧١ - شبهه نخست- تسلسل جبر
مىآيد، با آگاهى از اين كه انگيزهها و عوامل خارجى و مظاهر هستى در اين كه علّت تامه عملكردهاى آدمى را تشكيل نمىدهند يكى هستند، بلكه علّت تامّه، همان اراده و اختيار انسان است و بس.
ما مىبينيم كه هر كس تشنه است لزوماً آب نمىآشامد و كسى كه براى مثال به خونريزى مبتلاست به رغم نياز شديد به آب از آشاميدن آن پرهيز مىكند، يا شخص روزهدار آب نمىآشامد، چنانكه يك مرتاض نيز آب نمىآشامد، دليل آن چيست؟ و اين جماعت چگونه مىتوانند از خوردن آب خوددارى كنند؟ در حالى كه انسان ديگرى كه كمتر تشنه است از خوردن آب خوددارى نمىكند، زيرا او آب خوردن را اراده كرده و خواسته است.
هر كس كه شهوت جنسى او به جنبش درآيد به زناى حرام نمىپردازد. يك انسان مؤمن به رغم وجود فتنهها، ابتلاءات، نمودهاى جذاب و برهنگيها اساساً به آنچه خدا حرام كرده نگاه هم نمىكند. و جوانى كه در كار ساختن آينده خويش است اگر چه نياز به زنا دارد، ليكن آن را در پرتگاه پستى مىبيند و اگر چه گاهى هم از فراهم كردن لوازم اوّليه و گران قيمت ازدواج هم ناتوان است ولى به اين عمل زشت روى نمىآورد، چرا؟ اينها مىخواهند از حرام دورى گزينند در حالى كه ديگران چنين چيزى را نمىخواهند.
و نيز چنين نيست كه همه تهيدستان، كم توشگان، گرسنگان و كسانى كه نياز مبرم دارند به سرقت توسّل جويند، بلكه گاهى عكس آن صحيح است و سرقت و خيانت در ميان توانگران بيش از فقراست، زيرا تهيدستى، بسيارى اوقات قناعت و چشمپوشى از آنچه را دردست مردم است به همراه مىآورَد، در حالى كه فراوانىِ دارايى بويژه اگر بدون سخنى بدست آمده باشد گرايش به زياده خواهى و فزونطلبى را ايجاد مىكند و سرقت را به بار مىآورَد كه نزديكترين راه براى رسيدن به اين مقصود است و اينها همه به اراده آدمى بازگشت مىكند.
اگر چه اين صحيح است كه عوامل خارجى تأثير دارند، ليكن اين تأثير در مرز