اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢١٤ - فصل چهارم ويژگيهاى باورمندان بداء
بنمايد، همانند قدرت و توانايى او بر ايجاد و احداث آن.» [١]
او سپس مىافزايد: «به طور كلّى صرف مشيت، اراده، تقدير خدا، حتّى حكم و قضاء او به چيزى موجب اجرا و امضاى آن از سوى خداوند نمىگردد، بلكه باكمترين دعا، ناچيزترين طاعت و خُردترين معصيت، تغيير مىيابد و خدا آن مىگويد كه مىخواهد. افعال و اذكار از اين دست هستند.» [٢]
در كتاب الامامة و التبصرة من الحيرة از على بن بابويه با سندش از اسحاق بن عمار به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود: «در ميان بنى اسرائيل پيامبرى بود كه خداوند به او وعده كرده بود كه تا پانزده شب ديگر پيروزش مىكند، او نيز اين خبر را به آگاهى قومش رساند. آنها گفتند: به خدا سوگند خداوند حتماً چنين خواهد كرد [٣] و خدا اين پيروزى را پانزده سال به تأخير انداخت. آن پيامبر اين را به آگاهى قومش رساند. آنها گفتند: هر چه خداوند بخواهد، پس خداوند پيروزى را در طول پانزده شب براى ايشان به تعجيل انداخت [٤].»
بدين ترتيب عقيده به بداء شناخت انسان نسبت به خدا، اميد او به خدا و چشمداشت او را به سوى وضعى بهتر، شكل مىدهد، به حركت او پويايى بيشترى مىبخشد و آزادى او را، تضمينى مىنمايد، در حالى كه اگر گفته شود خداوند از امور فارغ گشته است و قدرتى بر تغيير آنها ندارد، اين خود آدمى را در قيد و بند مىنهد. خداوند مىفرمايد:
وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ
[١] - تنبيهات حول المبدء والمعاد، ص ١٩٦.
[٢] - همان مأخذ، ص ١٩٧.
[٣] - يعنى گفتند كه خداوند سبحان حتماً اين كار را مىكند، و شايد اين از سوى آنها خلاف ادب بوده استكه انجام كارى را براى خدايشان محترم سازند و لذا خدا پيروزى آنها را به تأخير انداخت.
[٤] - بحارالانوار، ج ٤، ص ١١٢.