اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١٧ - شناخت خدا، پرداختن به ايمان
به كانون جذب، نورالانوار و محور هدايت كه همان خداوند سبحان است و نيز شناخت مقام كبريايى او دست يابد، ليكن اين شناخت چگونه مىتواند استمرار يابد و ضمانت استمرار اين شناخت كدام است؟
ضمانت اين امر، همان تقوى در شناخت كه سپر يقين است و هر كه از تقوى كناره گيرد شناخت از او پنهان مىماند.
شناخت خدا، پرداختن به ايمان
مسأله شناخت خداوند متعال در قرآن كريم با ارائه كامل رفتارهايىايمانى آميخته است كه براى انسان شايسته است بدان بپردازد و ادايش كند. بايد در نظر داشت كه اعتقاد اسلامى به شناخت نظرى اهميت چندانى نمىدهد و اسلام راستين از كسى كه به صرف علم و ادّعاى بدور از رفتار مناسب و بجابسنده مىكند با گزندهترين و سختترين شكل انتقاد مىكند، تا جايى كه در اين آيه مباركه مىخوانيم:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَالا تَفْعَلُونَ* كَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ [١].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چرا سخنان مىگويى كه به كارشان نمىبنديد؟
خداوند سخت به خشم مىآيد كه چيزى بگويى و به جاى نياوريد.»
خداوند عزّوجلّ در قرآن كريم مستقيماً تشويق مىفرمايد كه مؤمنان سخنان ايمانى خود را با كارهاى شايسته در هم آميزند و تا ديدگاه دينى مصداق حقيقى خود را بيابد و شخص مؤمن شخصيتى والا پيدا كند كه به بيمارى نفاق و دوگانگى مبتلا نشود و در نتيجه هدف دين آن است كه جامعه اسلامى را با شخصيتى استوار شالودهريزى كند. خداوند تمامى مؤمنان را چنين مورد خطاب قرار داده است كه:
[١] - سوره صفّ، آيات ٢- ٣.