اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٩ - گردنه دوم- تكبّر
مىجوشد، ليكن از دل متكبّر جز كينه چيز ديگرى فوران نمىيابد كه از احساس عقب ماندگى او سرچشمه مىگيرد و به نظر مىرسد ولى چنان فرو بسته دارد كه آذرخشهاى عذاب هم با گونههاى مختلفش بر او نشانى نمىنهد:
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ [١].
«پس از آن دلهاى شما چون سنگ، سخت گرديد، حتّى سختتر از سنگ، كه از سنگ گاه جويها روان شود و چون شكافته شود آب از آن بيرون جهد و گاه از ترس خدا از فراز به نشيب فرو غلتد و خدا از آنچه مىكنيد غافل نيست.»
از همين جاست كه روان شخص متكبّر به چراگاهى مىگرايد كه سپاهيان جهل در آن مىچرند و در آن جا نَه مفهوم مهرورزى به مردم را در مىيابند و نَه توجه بديشان را. رحمت راهى به قلب ايشان نمىيابد و بر اين اساس، تكبّر گردنهاى بر سر راه پيشرفت آدمى است.
نورافشان اين راه همان قرآن كريم است كه عقل را به ياد آدمى مىآورَد و اين واقعيت را براى انسان خاطرنشان مىكند كه او آفريدهاى است ناتوان و در عين حال شريف و والا، البته اين در صورتى است كه حقايق را تعقّل و درك كند. قرآن كريم آمده است تا بندهاى سينه آدمى را بگسلد و به او ياد آورَد شود كه جزئى از جامعه بشرى است و بر او همان است كه بر مردم وهمان مسؤوليتى را دارد كه ايشان و او را به فروتنى فرامىخوانَد:
وَلَاتُصَعِّرْ خَدَّكَلِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ في الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ [٢].
«به تكبّر از مردم روى مگردان و به خود پسندى بر زمين راه مرو، زيرا خدا هيچ به
[١] - سوره بقره، آيه ٧٤.
[٢] - سوره لقمان، آيه ١٨.