اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٧ - اصول و فروع
«با اذن پروردگار به سوى خدا دعوت مىنمود...»
هم از آن رو كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله «چراغ پرتوفشان» بود، ولى نَه تنها نسبت به نماز، بلكه نسبت به همه آفرينش، ديگر اين كه حضرتش صلى الله عليه و آله بر انگيخته شد تا آيات خداوندى را تلاوت كند، جانها را تزكيه نمايد و بديشان كتاب را بياموزد:
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْامِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ [١].
«اوست خدايى كه به ميان مردمى بى كتاب پيامبرى از خودشان مبعوث داشت تا آياتش را بر آنها بخواند و آنها را تزكيه كند، كتاب و حكمتشان بياموزد، اگر چه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند.»
پس پاكسازى و تزكيه جانها و آموزش دادن قرآن از مهمترين مسؤوليتهاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بود تا مردم را از داشتن ديدگاههاى وارونه نسبت به زندگى بر حذر دارد، زيرا اگر ديدگاه انسان از زندگى وارونه باشد، ميان خود و حيوان تفاوتى نبيند، يا دهرى مذهبى باشد كه در آن سوى اين جهان، جهان ديگرى را باور نداشته باشد و آن را پايان خط و طبيعت بپندارد، يا انسانى باشد منكر حقايق عقيدتى، براى جزا و كيفر، وجودى قايل نباشد در اين حال نماز او مفهومى نخواهد داشت، زكات مال و نظاير آن براى او از هرگونه سودى تهى خواهد بود.
از اين جاست كه مفهوم جانشينى پيامبر اكرم براى هر فرزانهاى رخ مىنمايد و ابعاد بى حدّ و مرز آن آشكار مىشود و دانسته مىآيد كه آن تنها در فروع احكام خلاصه نمىشود، بلكه پيش از آن ريشه در اصول دارد، چنانكه ولايت و دوستى اهل بيت عليهم السلام صرفاً به مفهوم پيروى ايشان در مسائل فرعىِ فقهى نيست، بلكه اعتقاد به ولايت و دوستى اهل بيت عليهم السلام يعنى اعتقاد به شيوه و سيره آنها در زندگى و پيروى از بينشها و ديدگاههاى ايشان، زيرا كه رهنمودها دقيقاً همچون رهنمودها
[١] - سوره جمعه، آيه ٢.