اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٤٨ - فصل هفتم قضا و قدر، بحثى مقايسهاى
بندگان ستمكار نيست.»
ذلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ [١].
«اين به سبب آن چيزى است كه دستاورد شماست، خداوند نسبت به بندگان ستمگر نيست.»
إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَلكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ [٢].
«خداوند ذرّهاى به مردم ستم نمىكند، و مردم خود، به خويشتن ستم مىكنند.»
... فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ [٣].
«... خداوند بديشان ستم نمىكند و آنها خود به خويش ستم روا مىدارند.»
علاوه بر آنها دهها آيه قرآنى ديگر با اين مضمون.
جزئيات سيره نبوى و اهل بيت او عليهم السلام از ديده هيچ بينندهاى پنهان نيست؛ سيرهاى كه از صحنههاى تعبّد و تضّرع به درگاه الهى آكنده است. اين امام زين العابدين عليه السلام است كه به سبب كثرت سجده «ذو الثفنات» يعنى «صاحب پينه» ناميده مىشود و با اين وجود بر عبادت وتضّرع جّدش امير المؤمنين عليه السلام به در گاه خداوند عزّوجلّ حسرت مىخورد و آن ديگر، امام كاظم عليه السلام است كه سالها طولانى زندانى خود را به دعا، طلب رحمت و غفران الهى بيشتر براى خود و شيعيانى سپرى مىكند كه در روزگار هارون الرشيد، زير حكيمه ظلم بنى عباس به سر مىبرند. مفهوم اين روش آن است كه هر چيزى در زندگى با اراده نو خداوندى تغيير يابد، قدر و قضا همچون علم و ذات مقدّس الهى، قديم و ثابت نيستند.
انديشه قائل به قديم بدون قدر و قضا كه آن دورا از ذات خداوندى بداند، انديشهاى است كه سرانجام ره به جبر مىبَرد و جبر به ناشدنى بودن مسؤوليت
[١] - سوره آل عمران، آيه ١٨٢.
[٢] - سوره يونس، آيه ٤٤.
[٣] - سوره روم، آيه ٩.