اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٠ - برگرفتن انديشهها
و بلكه بايد عكس آن را صحيح دانست، زيرا رسالت محمّدى به عرصه آمد تا انسان را به سوى تكامل هدايت كند، زيرا قرآن كريم قرآنِ شبه جزيره نبود و از آن سرزمين نروييد و زاده آن جامعه نبود، بلكه از سوى خداوند چيره پاكى وحى مىشد كه هيچ چيز بر او پوشيده نبود و هوسى بر او اثر نمىنهاد در حالى كه انديشه بشرى چنين نيست و معمولًا زاده شرايط است.
برگرفتن انديشهها
انديشه بشرى از واقعيتى سرچشمه مىگيرد كه آدمى در آن سر مىكند و بنابراين پيرو اين واقعيتاست وبا دگرگونىِآن دگرگونى مىپذيرد. شرايط، در حقيقت همان است كه معمولًا بر انديشه بشرى حاكميت دارد و در نتيجه در همين انديشه جلوهگر مىشود. براى مثال اگر براى دو انسان كه در دو مكان و زمان دور از هم، شرايط يكسانى پديد آيد توقّع ما در اين هنگام آن است كه اين شرايطِ همسان دو انديشه همسان را به بار آوَرد و اين در حالى است كه كوچكترين تماسى ميان اين دو فرد نبودهاست وميان آندو قرنها فاصلهزمانى ومسافتهاى دور مكانىبودهكه كاروانهاى بازرگانى و يا وسايل علمى هم قادر به پيمودن آن نبودهاند. بنابراين دور نيست كه چند هزار سال پيش- مثلًا نُههزار سال پيش- در مصر انسانى همان انديشهاى را داشته كه شخصى امسال در هند آن را دارد، در صورتى كه ما شرايط آنها را همسان بيانگاريم بى آن كه يكى از آن دو اين انديشه را از ديگرى اقتباس كرده باشد.
براى مثال، انقلاب به دليل وجود شرايط خاص و عوامل معّينى پديد مىآيد، پس لاجرم هر جا ستمى در ميان باشد، مبارزهاى با آن ستم خواهد بود و هرگاه انديشهاى يافت كه اين چالش را ساماندهى كند و رهبريى كه اين چالش را تمركز بخشد و بدان سمت و سو دهد، پس همانجا انقلاب شكل خواهد گرفت.
در اختراعات نيز چنين است و چه بسا فردى در يكى از شهرهاى آلمان اختراعى كند و فرد ديگرى همان اختراع را در همان سال و حتّى همان ماه در يكى