اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٤٣ - علم خداوندى مرز ندارد
اوست، در حالى كه قدر و قضا، هر دو حادث و مخلوق هستند كه پس از آفرينش مشيت و اراده به صحنه مىآيند.
پس علم خدا حد و مرزى ندارد، او مىداند كه چه خواهد كرد و چه رخ خواهد داد و دانش بشرى- هر چند فراوان و عميق باشد- از رسيدن به علم خداوند ناتوان است، مگر آنچه را خدا خود بدو آموخته باشد. در قرآن كريم از زبان پيامبر آمده است كه:
... وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ... [١].
«... اگر غيب مىدانستم خير را براى خود فراوان مىگرداندم...»
و فرشتگان به خداوند عزّوجلّ عرض كردند كه:
... لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا... [٢].
«... ما علمى نداريم جز آنچه تو به ما آموختى...»
و خداوند به ما دستور داده است به درگاهش دعا كنيم:
... وَقُل رَبِّ زِدْنِي عِلْماً [٣].
«... بگو؛ خدايا! بر علم من بيفزاى.»
و خداوند خلق را چنين توصيف مىفرمايد:
... وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا [٤].
«... شما از علم جز اندكى داده نشديد.»
و در دعايى منقول از امامان عليهم السلام آمده است كه: «به حق اسم عظيم اعظمت كه نزد تو پوشيده و اندوخته است و هيچ فرشته مقرّب و پيامبر مرسلى را بر آن آگاه نكردهاى از تو مىخواهم...»
[١] - سوره اعراف، آيه ١٨٨.
[٢] - سوره بقره، آيه ٣٢.
[٣] - سوره طه، آيه ١١٤.
[٤] - سوره اسراء، آيه ٨٥.