اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٨٤ - جبر و تفويض در احاديث
آيا مردم مجبور هستند؟ فرمود: خداوند عادلتر از آن است كه خلق خود را مجبور كند و آنگاه كيفرشان دهد. فضل پرسيد: پس رها هستند؟ فرمود: خداوند حكيمتر از آن است كه بندهاش را رها كند و به خويش واگذارد. [١]»
امام باقر عليه السلام به حسن بصرى فرمود: «از اين كه به تفويض اعتقاد يابى، بپرهيز، زيرا خداوند عزّوجل از روى سستى و ضعف امور را به مردم واگذار نكرده است و از سرِ ستم آنها را به ارتكاب گناه وا نداشته است. [٢]»
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: «نه جبر است و نه تفويض، بلكه امرى است ميان دو امر. از ايشان پرسيدند: امر ميان دو امر كدام است؟ امام عليه السلام فرمود: چونان مردى كه او را مىبينى به گناه روى مىآورد و او را از آن باز مىدارى، ولى او دست از گناه نمىشويد و تو او را به خود وا مىگذارى و او به ارتكاب آن مىپردازد، اين نه چنان است كه سخن تو را نپذيرفت و تو او را ترك كردى پس اين تويى كه او را به گناه امر كردهاى. [٣]»
امام ابوالحسن على بن محمّد الهادى عليه السلام در نامهاش به مردم اهواز به هنگام پرسش از جبر و تفويض مىنويسد: «و اما جبر، سخن كسانى است كه ادّعا مىكنند خداوند عزّوجلّ بندگان را بر ارتكاب گناهان مجبور كرده و ايشان را بر ارتكاب آن كيفر داده است. هر كه اين باور را بيابد به خدا ستم كرده و به دروغش نسبت داده و اين سخنِ او را مردود دانسته كه:
... وَلَا يِظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً [٤].
«و خداى تو به هيچ كس ستم نمىكند.»
[١] - بحارالانوار، ج ٥، ص ٥٩، روايت ١١٠.
[٢] - همان مأخذ، ص ١٧، روايت ٢٦.
[٣] - همان، روايت ٢٧.
[٤] - سوره كهف، آيه ٤٩.