اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٨ - قرآن و عقل
قرآن و عقل
قرآن در پيمودن گردنههايى كه بر سر راه پيشرفت معنوى و مدنى انسان قرار دارد همراه عقل است و اين هر دو، فرصت رشد را در اختيار آدمى مىنهند، وهنگامى كه آدمى رشد يافت، روحش تعالى مىيابد و نفسش پاك مىگردد و از طريق معراج معنوى به سوى خدايش اوج مىگيرد. اين همان چيزى است كه در سفارش امام موسى بن جعفر به هشام بن حكم هويداست.
امام عليه السلام مىفرمايد: «اى هشام! همانا خداوند تبارك و تعالى به اهل عقل و درك در كتاب خود مژده داده است.» و فرموده:
... فَبَشِّرْ عِبَادِ* الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبَابِ [١].
«... پس به آن بندگان من مژده بده كه سخن را مىشنوند و از بهترين آنها پيروى مىكنند، اينان همان كسانى هستند كه خدا ايشانرا راهنمايى كرده وهمان خردمندانند.»
و ألباب همان عقلها هستند و از آن چنين آشكار است كه خداوند متعال تنها عاقلان را به بشارت اختصاص داده است.
«اى هشام بن حكم! خداوند عزّوجلّ حجّتها را با عقول بر مردم كامل كرده است و بيان حقايق را بديشان رسانده است و با دليل، ربوبيت خويش را بر آنها نمودهان است...»
اين فرمايش، بر سخن آن دسته از مسيحيانى كه در مسأله ايمان پيوندى ميان عقل و علم قايل نيستند خط بطلان مىكشد؛ مسيحيانى كه به تناقضات خود رنگ فلسفى مىدهند و يك را سه و سه را يك مىدانند و اين در فلسفه آنها اگر چه در رياضيات تحقق نمىيابد، ليكن تنها در ايمان تحققّ يافتنى است. بر اين اساس به اعتقاد آنها ايمان با علم متفاوت است و امام عليه السلام اين نظريه را در سفارش به هشام رد
[١] - سوره زمر، آيات ١٧- ١٨.