اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٣ - پاكى، شرط نزديكى به خداوند
و هنگامى كه تكبر به كار مىورزند خود را از او دور مىبيند، هنگامى كه به مردم مهر مىورزد خود را به او نزديك احساس مىكند و هنگامى كه ستم و تجاوز در پيش مىگيرد از خداوند دور مىشود و هنگامى كه شكيبايى مىورزد به خدا نزديك مىشود و هنگامى كه خشم در جان او شعله مىكشد از درگاهش بركنار مىمانَد ودر نتيجه، انسان نفس خود را از خداوند، بغايت دور مىيابد و از نور او در پرده مىماند، هنگامى كه پستيها بر او چيرگى يابند و بر نفسش طغيان كنند، اين از آن روست كه خشم، تبهكارى، مسخره كردن ديگران، غيبت، سخن چينى، تهمت، لهو و لعب، همنشينى با اشرار و ديگر صفات پليد و خصلتهاى ناستوده همگى تاريكيهايى هستند كه جلو انسان را از نور الهى مىگيرند كه هيچ چيز جلوگيرنده آن نيست، مگر اعمال بنده كه پوششى مىگردد در برابر اين نور. در دعاى ابوحمزه ثمالى مىخوانيم: «و تو از مردمت در پرده نمىمانى، مگر اعمال آنها پردهاى گردد ميان ايشان و تو»، پس انسانى كه گناه و خطا مرتكب مىشود و به اعمال زشت مىپردازد و ستمگرى كه محرومان و مستضعفان را مىكوبد و متجاوزى كه مفهوم حرمت را درك نمىكند به هيچ روى نمىتوانند از نور ايمان پرتو بگيرند و به ديدار خداوندى، نايل آيند، زيرا اعمالشان سد و مانعى مىگردد كه از رسيدن آنها به مقام قرب الهى جلو مىگيرد و حتّى خداوند متعال به روز رستخيز بديشان نمىنگرد و از چنين بندگان پستى روى برمىتابد.
ايمان به خداوند سبحان، انگيزهاى است كه مؤمن را به تلاوت قرآن كريم به منظور پند پذيرفتن و اندرز اندوختن و در پيش گرفتن اوامر آن و كنارهگيرى از نواهى آن و در نتيجه فزونطلبى از نور الهى، تشويق مىكند. اين امور جز با درك و فهم كامل مفاهيم قرآن، بدست نمىآيد و جز براى كسى كه نيت خود را خالص گردانيده شدنى نيست و نخستين گامِ خلوص، تسليم و اعتراف به بايدها و نبايدهاى الهى است. كبر و زورگويى از صفات انسان مؤمن نيست، زيرا انسان ستيزه جوى منكر نمىتواند به فهم آيات الهى نايل آيد، زيرا در مقام قرب الهى