اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٤ - دوستىِ تنها، كافى نيست
باش، خدايا گواه باش، خدايا گواه باش»، پس پيامبر اكرم طى بيست و سه سال از تبليغ به هر طريق ممكنى تلاش نمود تا پس از خود برنامه كاملى را به يادگار نهد تا مسلمانان پس از او به گمراهى كشانده نشوند و خداى را سه بار به گواهى گرفت، پس هر كس آن را پذيرفت مطلوب است و هركس از پذيرش آن سرباز زد، زر و وبال آن بردوش خود اوست.
جابر انصارى يكى از صحابه پيغمبر صلى الله عليه و آله مىگويد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «اى مردم! من در ميان شما دو ثقل مىنهم: ثقل اكبر و ثقل اصغر كه مادامى كه به اين دو چنگ زنيد هرگز گمراه نشويد و دگرگونى به ميان شما راه نيابد و من از خداوند آگاه و دانا خواستم كه اين دو از يكديگر دور نيفتند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد آيند و اين دعاى من اجابت شد.» عرض شد: ثقل اكبر كدام است و ثقل اصغر كدام؟
فرمود: «ثقل اكبر، كتاب خداوندى است كه ريسمانى است يك طرف آن به دست خدا وطرف ديگر آن بهدست شما و ثقل اصغر، همان عترت و خاندان من است.»
امام كاظم عليه السلام اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله را تفسير مىكند و مىفرمايد: كتاب خدا مجمل است و به تفسير و تأويل نيازمند است و تأويل جز در نزد اهل بيت عليهم السلام يافت نمىشود.
روايات رسيده در اين مورد بسيار زياد است ولى آنچه گفته شد براى اداى مقصود كافى است، زيرا جوهره همه يكى است و تعابير آنها نزديك به هم و شمار آنها افزون بر دويست حديث است كه به صحابه بزرگ پيامبر، تابعان، تابعانِ و تابعان مستند مىباشد. اين سندها زنجيرهاى طلايى و صحيح است كه همه مسلمانان از همه فرقهها بر آن اجماع دارند و انديشمندان اسلامى كه مدّتى طولانى اين گنجينه سترگ علمى را به كنارى نهادهاند؛ بايد به اين گنجينه كه در احاديث و ادعيه نهفته باز گردند ديدگاهها، بينشها و مصارف الهى را از آنها استنباط كنند.