اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٣ - فصل اوّل علم، پرتو عقل
بخش دوّم: منابع حكمت
فصل اوّل: علم، پرتو عقل
علم در بينش قرآنى همان نور الهىاست كه واسطه ميان نفس بشرى وموجودات است، زيرا موجودات ذاتاً پرتوافشان و نورانى نيستند و انسان نيز به سان يك موجود ذاتاً نور نيستواگر چنينبود بايد هر چيز را در هر زمان مىدانست وهيچگاه چيزى از او پنهان نمىماند و اشياء نيز اگر ذاتاً نور بودند در هر زمان براى آدمى، شناخته شده مىبودند، ليكن اشياء ذاتاً تاريك هستند و انسان، ذاتاً نادان است مگر آن كه خداوند عزّوجلّ نورش را در دل هر يك از بندگانش كه خواهد بيفكند.
پس نور علمى كه خداوند سبحان آن را هرگاه كه خواهد و به ميزانى كه اراده مىكند به آدمى مىبخشد، همان عاملى است كه حقايق را به گونهاى مستقيم، شهودى و حضورى، براى انسان كشف مىكند و به ديگر سخن مىتوان گفت از ويژگيها و امتيازات علم، آن است كه اشياء را به گونهاى مستقيم ولى بىهيچ واسطهاى كشف مىكند و آدمى مىتواند در پرتو آن، پرده از پديدهها برگيرد و آنها را مشاهده كند و بلكه نزد خود حاضر گرداند. از اين جا روشن مىشود كه علم، صورت پديدهها در ذهن آدمى نيست تا پرسيده شود آيا اين صورت با آن پديدهها همخوانى دارد يا خير؟ آرى! تصوّر در انسان موجود است و او مىتواند چيزى را تصوّر، يا توّهم و يا تخيّل كند، ولى اين تصوّر و توهّم، علم به آن چيز تلقّى نمىشود. براى مثال انسان مىتواند دريايى از جيوه را تخيّل كند كه قايقى از نقره كه