اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٧٠ - شبهه نخست- تسلسل جبر
فقط براى خود دارد نه براى مردم و عواملى كه او را در برگرفتهاند، با در نظر گرفتن اين كه برخى از اعمال شايسته آدمى اساساً ارتباطى به او ندارد و تنها ابزارى بوده كه مورد استفاده قرار گرفته است.
شبهه نخست- تسلسل جبر
برخى از فلاسفه، حركت انسان را، در چارچوب زنجيرهاى از حلقات به ظاهر به هم پيوسته، ولى از هم گسسته در باطن، به جبر نسبت مىدهند، پس آنها مىگويند كه منبع حركت انسان همان اراده اوست، براى مثال او با اراده خود به آشاميدن آب اقدام مىكند، ولى اراده او تحقق نمىيابد، مگر به سبب عواملى ديگر، يعنى اراده او نمود اين عوامل است، او آب مىآشامد، زيرا كه اراده كرده و اراده كرده زيرا كه تشنه است و تشنه است زيرا كه جگرش تفتيده گشته، و جگرش تفتيده گشته زيرا كه مدتى در آفتاب راه رفته، و مدتى در آفتاب راه رفته، زيرا كه اراده اين كار را كرده است پس او بر اساس عوامل خارجى ديگرى چنين ارادهاى را كرده است، تا جايى كه مراتب، تسلسل مىيابند تا به اصل آفرينش او بازگردند و در نتيجه، او در دايرهاى سرگردان است كه سراسرش جبر مىباشد.
براى مثال آنها، زنا را به شهوت جنسى نسبت مىدهند و شهوت جنسى، طبيعتى است كه خداوند آن را درون انسان آفريده و بر اين اساس او مجبور به ارتكاب زناست.
آنها سرقت را به نياز نسبت مىدهند و نياز، مسألهاى است كه آدمى از سوى خداوند بدان سرشته شده و بر نياوردن نياز، فقر به بار مىآورَد و فقر هم كه مىرود به كفر بيانجامد.
پاسخ به اين شبهه، نمونهها و مصاديق كه براى آن ذكر كردهاند در يك مسأله نهفته است و آن وجود تفاوت است ميان فشارها و انگيزههايى كه انسان را به حركت وا مىدارد و ميان اراده فعّالى كه بنيان هر يك از عملكردهاى انسان به شمار