اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٩ - خداوند، وسيله شناخت خود
را به شناخت مىرساند، لذا ما پيوسته مىخوانيم كه:
الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ و اين اعتراف به آن حقيقت پيشگفته است كه خداوند يكتا، خود منبع هدايت و شناختاست و عامل ديگرى در كار نيست.
خداوند، وسيله شناخت خود
آيات و احاديث فراوانى در دست است كه گواه اين حقيقت است كه خداوند متعالى نيازى به هيچ وسيله و دليلى ندارد كه او را به بندگانش بشناساند، بلكه او تنها وسيله براى معرفى ذات خود و تنها دليل، گواه بر وجود خود است. اين اعتقاد در حدّ خود به منزله تنزيه و نفى شريك براى خداوند متعال در كاملترين شكل است.
از جمله اين آيات است:
... سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ* عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ [١].
«... خدا از آن گونه كه او را توصيف مىكنند منزّه است، او داناى نهان و آشكار است، پس از هر شريك كه براى او قرار مىدهند، برتر است.»
پس توصيف انسان با قابليتهاى محدودى كه دارد هر چه هم باشد باز توصيفى ناقص است.
در آيه كريمه ديگرى خداوند مىفرمايد:
لَاتَجِدُقَوْماًيُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِروحٍ مِنْهُ... [٢].
«نمىيابى مردمى را كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند، ولى با كسانى كه با
[١] - سوره مؤمنون، آيات ٩١- ٩٢.
[٢] - سوره مجادله، آيه ٢٢.