اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠٢ - نگاه اسلامى به وجود
قرآن كريم مىفرمايد:
الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ [١].
«ستايش از آن خداوندى است كه آسمانها و زمين را بيافريد و تاريكيها و روشنايى پديدار كرد، با اين همه، كافران با پروردگار خويش ديگرى را برابر مىدارند.»
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ [٢].
«خدا سرپرست كسانى است كه ايمان آوردند و آنها را از تاريكى به سوى نور مىآورد.»
پس تاريكى مادّهاى است آفريده شده و قرار داده شده و چنانكه گاهى به ذهن مىگذرد امرى عدمى نيست، چنانكه نور نيز مادّهاى آفريده شده است.
در روز رستخيز اين دو ماده از يكديگر جدا مىشوند تا كسانى كه ايمان آوردند از كسانى كه كفر ورزيدند جدا گردند. مادّه خير به بهشت مىگرايد و مادّه شر رو به سوى آتش مىنهد. «مخلوق نورى» كسى است كه به كارهاى پاك مىپردازد وخداوند او را به بهشت «در مىآورد و مخلوق آتشين»، سزاوار آن است كه به آتش در آيد، زيرا نكوشيده به رغم نعمتهاى الهى و قابليتهايى كه خداوند او را بدانها مجهز كرده است از پليدى تاريكيها رهايى يابد. پس انسان هنگامى كه مال يتيم را مىخورد در واقع، آتش مىخورد و هنگامى كه ظلم مىكند به تونلى ظلمانى وارد مىشود و هنگامى كه دروغ مىگويد از دهانش بويى ناخوش بيرون مىآيد كه آسمانيان از آن مىآزارند و هنگامى كه غيبت مىكند در واقع، گوشت برادرش را مىخورد... ولى اين انسان از نظر مادى از درك و لمس اين حقيقت در دنيا ناتوان است، زيرا اين جهان به نسبت جهان آخرت بسيار ساده و بسيط است.
[١] - سوره انعام، آيه ١.
[٢] - سوره بقره، آيه ٢٥٧.