اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩٣ - چهارم- انسان، حيوان متكلّم
همانا خدا از ازل ناطق بوده است و قدرت بر نطق براى او قدرتى ذاتى است، ذات او، ازل اندر ازل است و مقصود از نطق، تكلّم نيست بل آفريدن كلام است.
در مناظره ديگرى امام رضا عليه السلام به سليمان مروزى كه از طرفداران فلاسفه وارداتى بود فرمود:
اى سليمان! آيا درباره اراده به من نمىگويى كه آيا فعل است و يا غير فعل؟ او گفت: فعل است. امام عليه السلام فرمود: بنابراين مخلوق است، زيرا همه افعال مخلوق هستند.
سليمان گفت: فعل نيست.
امام عليه السلام فرمود: پس از ازل چيزى جز او با او بوده؟
سليمان گفت: اراده همان انشاء است.
امام عليه السلام فرمود: اى سليمان! اين همان چيزى است كه بر ضرار و اصحاب او اشكال گرفته بوديد، زيرا آنها مىگفتند: هر چه را خدا آفريده اعم از آسمان، زمين، دريا، خشكى، سگ، خوك، ميمون، انسان و يا جنبنده، همگى اراده خداوندى است و اين اراده خداوندى است كه زنده مىشود، مىميرد. مىرود، مىخورد، مىآشامد، ازدواج مىكند، مىزايد، ستم مىكند، بدكارى، كفر و شرك به جا مىآورَد كه ما از اين (شيوه تفكر) برائت مىجوييم و دشمنش مىداريم و اين حدّ اراده است.
سليمان از اين مناظره ترسيد و سخن خود را از سر گرفت كه: اراده همچون شنوايى، بينايى و علم است.
امام رضا عليه السلام فرمود: بارديگر به اين سخن بازگشتى، پس به من بگو آيا شنوايى، بينايى و علم مخلوق هستند؟
سليمان گفت: نَه.
امام رضا عليه السلام فرمود: پس چگونه آن را نفى مىكنيد؟ يكبار مىگوييد اراده نكرده