اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٣ - خداوند، وسيله شناخت خود
امام جعفر صادق عليه السلام مىفرمايد: «شش چيز است كه بندگان در آن دخالتى ندارند: معرفت، جهل، خشنودى، خشم، خواب و بيدارى.» [١]
امام صادق عليه السلام درباره آيه ذرّ:
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى... [٢].
«و پروردگار تو از پشت بنى آدم فرزندانشان را بيرون آورد و آنان را بر خودشان گواه گرفت و پرسيد: آيا من پروردگارتان نيستم؟ گفتند: آرى...»
مىفرمايد: «آن ديدن و معاينه خداوند بوده است كه خدا آن را از ياد مردم برده و اقرار را در سينه ايشان ثابت گردانيده است و اگر چنين نبود هيچ كس آفريننده و روزى رسان خود را نمىشناخت و اين همان سخن خداست كه: اگر از ايشان بپرسى چه كسى آنها را آفريده هر آينه مىگويند خدا.» [٣] و در روايت ديگرى آمده است كه: خداوند بر مردم واجب نگردانيده كه او را بشناسند، بلكه حق مردم است بر خداوند كه او خود را به آنان بشناسند و حقّ خدا بر خلايق است كه هرگاه خود را به ايشان شناساند، بپذيرند.
در روايت مضمرى به نقل از عبدالملك بن اعين آمده است كه در آن پرسيد: آيا معرفت و انكار، دو مخلوق هستند؟ امام عليه السلام در پاسخ نوشت: تو پرسيدهاى كه معرفت چيست؟ رحمت خدا بر تو باد، بدان كه معرفت، فرآورده خداوند عزّوجلّ مىباشد كه در قلب آفريده و انكار نيز فرآورده خداونى است كه در قلب آفريده است و بندگان در اين دو، دستى ندارند و تنها مىتوانند آن دو را كسب كنند، پس با طلب ايمان، معرفت را بر مىگزينند و بدين ترتيب مؤمن و عارف
[١] - همان مأخذ، ج ٥، ص ٢٢١، روايت ٢.
[٢] - سوره اعراف، آيه ١٧٢.
[٣] - بحارالانوار، ج ٥، ص ٢٢٣، روايت ١٣.