إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٢ - نقد و بررسى كلام شيخ اعظم
الف: جواب نقضى: علت اينكه شيخ اعظم فرمودهاند خروج از دار غصبى در هيچ حالى مبغوضيّت ندارد، اين است كه: «خروج» متفرّع بر «دخول» است و تا وقتى كسى وارد خانه غصبى نشود، موضوعى براى خروج تحقّق پيدا نمىكند پس فردى كه در كنار درب خانه غصبى ايستاده، مفهومى ندارد كه خروج، نسبت به او منهى عنه باشد.
مصنّف رحمه اللّه: بيان مذكور، منتقض به نفس «بقا» در دار غصبى هست. آيا كسى كه در كنار درب خانه غصبى ايستاده و هنوز وارد نشده، فقط از نظر «ورود» داراى حكم است يا هم از نظر «ورود» و هم از نظر «بقا» حكم دارد؟
مرحوم شيخ، تصريح نمودند كه مسلّما هم ورود و هم بقاء در دار غصبى حرام است.
سؤال: كسى كه هنوز وارد خانه غصبى نشده همانطور كه خروجش متفرّع بر دخول است بقاء او هم متفرّع بر دخول مىباشد «ما الفرق بين البقاء و الخروج من هذه الجهة» فردى كه فعلا خارج از خانه غصبى هست به نظر شيخ اعظم، چيزى كه براى او مقدور هست و مىتواند تكليف به آن تعلّق گيرد، «دخول» در خانه غصبى است پس چرا شما بقا را بلا اشكال حرام مىدانستيد درحالىكه بين «بقا» و «خروج» از اين جهت، هيچ فرقى نيست؟
آرى از نظر ديگر، بين آن دو، تفاوت است، وقتى مكلّف، وارد خانه غصبى شد با دو محذور، مواجه است يكى اينكه آنجا باقى بماند و ديگر اينكه از آنجا خارج شود و در دوران بين محذورين، عقل حكم مىكند كه هركدامش محذور كمترى دارد بايد انتخاب شود و ما در مقام مقايسه مىبينيم محذور «خروج» كمتر است زيرا فرضا مستلزم پنج دقيقه تصرّف در ملك غير است امّا بقا، مستلزم ساعتها يا روزها تصرّف در خانه