إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨٩ - حكم قسم دوم از عبادات مكروهه و تطبيق آن با قواعد
و لا يردّ عليه بلزوم اتّصاف العبادة التي تكون أقلّ ثوابا من الاخرى بالكراهة، و لزوم اتّصاف ما لا مزيّة فيه و لا منقصة بالاستحباب. لانّه أكثر ثوابا ممّا فيه المنقصة، لما عرفت من أنّ المراد من كونه أقلّ ثوابا انّما هو بقياسه الى نفس الطّبيعة المتشخّصة بما لا يحدث معه مزيّة لها، و لا منقصة من المشخّصات، و كذا كونه أكثر ثوابا(١).
حمّام، خصوصيّتش اين است كه مصلحت صددرجه نماز را به هشتاد درجه تقليل مىدهد لذا مولاى حكيم، آن تشخّص مكانى را كه باعث تقليل مصلحت نماز مىشود بهعنوان «ارشاد» و راهنمائى نسبت به مكلّفين اعلام نموده و يك نهى كراهتى براى تشخيص دادن نماز در مكان مسمّاى به حمّام، صادر و فرموده است «لا تصلّ فى الحمّام» كه نهى مذكور فقط عنوان «ارشاد» دارد يعنى اگر نماز در حمّام واقع شود آن مصلحت صددرجه به هشتاد درجه مبدّل مىشود و اقليّت ثواب پيدا مىكند و اينكه شما ديدهايد علما در فقه، مسأله كراهت در عبادت را مطرح كردهاند مقصودشان همان «اقليّت ثواب» است [١].
از آنچه گفتيم، نتيجه گرفته مىشود كه: هر عبادتى از نظر مصلحت، داراى يك حد و ميزان متوسّطى است كه قلّت يا كثرت مصلحت و ثواب را نسبت به آن مىسنجند مثلا صلات در خانه، داراى صددرجه مصلحت هست كه مقام نماز را نه پائين مىآورد و نه بالا لكن صلات در حمّام، بيست درجه آن را نقصان مىدهد و اتيان صلات در مسجد، موجب بيست درجه ارتقاء آن نماز مىشود.
(١)اشكال: بعضى به ظاهر لفظ، جمود پيدا كرده و گفتهاند: اگر معناى كراهت در عبادت، اقليّت ثواب است مثلا بايد گفت روزه بهطور كلّى و مطلقا مكروه است زيرا ثوابش از نماز كمتر است يعنى: هر دو عبادتى را كه با يكديگر مقايسه مىنمائيم هركدامش نسبت به ديگرى ثواب كمترى داشت مىتوان گفت آن عبادت، مكروه است
[١]كراهت در عبادت، مانند كراهت در پنير خوردن نيست.