إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٧٧ - پاسخ اجمالى
مطلق صلات متعلّق شده- حتّى نماز در حمّام- و نهى كراهتى هم به همان صلات مقيّد به حمّام تعلق گرفته نه به «كون فى الحمّام» كه بگوئيد نسبت بين صلات و «كون فى الحمّام» عموم و خصوص من وجه است پس شما- مجوّزين- چگونه اين مسئله را حل مىكنيد؟
و همچنين در سائر موارد مذكور، بهعنوان مثال، آنچه كه مكروه مىباشد صيام روز عاشورا هست و آنچه كه امر استحبابى به آن تعلّق گرفته مطلق الصيام حتّى صيام روز عاشورا هست به نحوى كه صوم در عاشورا هم امر استحبابى متعلّق بهعنوان صيام دارد و هم نهى كراهتى متعلّق بهعنوان صوم پس اين از مسأله اجتماع امر و نهى، خارج و از مواردى است كه هر دو گروه بايد اشكالش را حل نمايند مخصوصا باتوجّه به اين نكته كه در امثال صلات در دار غصبى علاوه بر اينكه دو عنوان مطرح است مندوحه هم وجود دارد يعنى مكلّف مىتواند نمازش را به جاى در دار غصبى در مكان مباحى مانند منزل شخصى يا مسجد بخواند و اجبارى ندارد كه در ملك غير، صلات خود را اتيان نمايد امّا به خلاف بعضى از مواردى كه شما عليه ما ارائه نموديد كه مكلّف اصلا راه فرار ندارد مانند صيام در روز عاشورا، آيا اگر مكلّف، روز عاشورا روزه نگيرد بدلى براى آن تصوّر مىشود؟ خير! زيرا روز تاسوعا و يازدهم محرّم خودش از نظر صيام، حكم استحبابى مستقل دارد بنابراين اگر انسان بخواهد روز عاشورا مرتكب آن عمل مكروه نشود و راه تخلّصى از نظر صيام داشته باشد، يعنى: روزهاى بگيرد كه عنوان عاشورا برآن منطبق نباشد و به جاى يوم العاشور هم باشد، كدام روز است كه انسان مىتواند چنان روزهاى بگيرد؟
بديهى است كه هر روز خودش از نظر صيام، حكم مستقل دارد نه اينكه براى روز عاشورا بدليّت داشته باشد و اين مسئله عينا مانند كسى است كه مجبور به كون در دار غصبى و خواندن نماز خود در آن مكان است.
خلاصه: اشكال مهمتر، اين است كه در بعضى از موارد اصلا راه تخلّص و فرار