إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤٠ - مفرد معرف به لام
آيا با وجود اين مطلب مىتوان گفت لام براى تزيين است؟
مستشكل: چارهاى غير از اين نيست كه استغراق را از طريق تعريف، ثابت نمود.
مصنّف رحمه اللّه ابتدا به پاسخ نقضى و سپس به جواب حلّى پرداختهاند:
جواب نقضى: شما درصدد هستيد استغراق را از طريق تعيّن اثبات نمائيد لكن اشكال ما اين است كه دو مرحله از جمع، متعيّن است. الف: حد اكثر ب: حد اقل، چرا شما اقلّ مراتب جمع- يعنى: ثلاثه- را از طريق تعريف مشخّص نمىكنيد و حد اكثر- يعنى:
جميع العلماء- را بهعنوان تعيّن انتخاب مىنمائيد، «حدّ اقل» هم يك مرتبه مشخّصى است، رجال، يعنى: ثلاثة رجال و اين مرتبه از جمع، هيچگونه ابهامى ندارد لذا از اين مسئله كشف مىنمائيم، استغراق و عموم، ارتباطى به لام ندارد.
جواب حلّى: بگوئيد: «واضع»، جمع را در حال محلّى بودن براى دلالت بر استغراق وضع نموده- اين مسئله، هيچ ارتباطى به دلالت لام بر اشاره و تعيّن ندارد.
قوله: «و ان ابيت الا عن استناد الدّلالة عليه اليه فلا محيص ...».
اگر از پذيرفتن اين مسئله، ابا داريد، بگوئيد: نفس «الف و لام» درصورتىكه بر جمع داخل شود، دالّ بر استغراق است نه اينكه چون «لام» دالّ بر تعريف است، تعريف، دليل بر استغراق است.
اشكال: اگر نفس لام، دالّ بر استغراق است و لام دالّ بر تعريف نيست پس چرا با كلمه «العلماء» بهعنوان معرفه معامله مىشود؟
جواب: كلمه «العلماء» معرفه حقيقى نيست و عينا پاسخى را كه در علم جنس بيان كرديم، تكرار مىنمائيم كه: «العلماء» معرفه لفظى است بدون اينكه تعريفش از معنا ناشى شده باشد.
نتيجه: نمىتوان اثبات نمود «لام» دالّ بر تعريف است و جمع محلّى به لام را هم شاهدى برآن مىدانيم.