إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٩١
و بذلك يظهر أنّه لا ظهور لها في الرّجوع الى الجميع، أو خصوص الاخيرة و ان كان الرّجوع اليها متيقّنا على كلّ تقدير نعم غير الاخيرة أيضا من الجمل لا يكون ظاهرا في العموم، لاكتنافه بما لا يكون معه ظاهرا فيه، فلا بدّ في مورد الاستثناء فيه من الرّجوع الى الاصول(١).
اگر كلمه «الا» استعمال شد بايد مستثنى هم واحد باشد؟ يا اينكه مانعى ندارد مستثنى متعدّد باشد؟
همانطور كه تعدّد مستثنى سبب نمىشود، اخراج، متعدّد شود و كسى در آن مطلب مناقشه نمىكند در محلّ بحث هم تعدّد مستثنى منه، سبب نمىشود اخراج، متعدّد شود و حقيقت امر، اين است كه در هيچكدام تعدّد اخراج، مطرح نيست بلكه به اخراج واحد از چند جمله اخراج نموديم يا به اخراج واحد، چند چيز را اخراج نموديم [١].
يك مثال [٢] در امور تكوينى: اگر كسى با اخراج واحد، ده ماهى را از آب خارج نمود، اين امر، سبب مىشود، اخراج، تعدّد پيدا كند؟ خير! «مخرج عنه» متعدّد است نه اخراج.
نتيجه: چون اخراج، واحد است و يك مصداق از آن تحقّق پيدا مىكند، فرقى ندارد كه وضع و موضوع له حروف استثنا و «الا» عام باشد يا اينكه وضعشان عام ولى موضوع له آنها خاص باشد و هيچگونه لطمهاى به آن مسئله وارد نمىشود نتيجتا «امكان» رجوع استثنا به تمام جمل، محلّ بحث و اشكال نيست.
(١)با بيان دو مقدّمه مذكور مشخّص شد كه رجوع استثنا به تمام جمل «ممكن»
[١]به وسيله اخراج واحد، گاهى «مخرج عنه» متعدد مىشود و گاهى «مخرج» و گاهى هر دو داراى وحدت است.
[٢]اگر انسان با يك دلو، پنج شىء را از چاه آبى اخراج نمود، آيا اخراج، متعدد مىشود؟ خير! «مخرج عنه»، تعدد پيدا مىكند.