إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٧٤
است- نه هر عالمى- پس با دو حكم، مواجه هستيم و ضمير «هم» به «كلّ عالم» عود مىكند درحالىكه قرينه قطعيّه داريم، مقصود، عالم عادل است لذا اين بحث، مطرح شده: اكنون كه مىدانيم ضمير به خصوص عالم عادل برمىگردد، اين امر، سبب مىشود كه دائره عامّ مذكور، مضيّق شود و معنايش چنين باشد: «اكرم كلّ عالم عادل» و در نتيجه، عالم غير عادل نه تنها جواز اقتدا ندارد بلكه واجب الاكرام هم نيست زيرا ضمير به بعضى از افراد عام عود مىكند.
رجوع ضمير مذكور، بنا بر قول بعضى، مقتضى تخصيص هست لكن بعض ديگر مىگويند رجوع ضمير، موجب تخصيص نيست و عامّ مذكور بر عموم خود، باقى هست و ضمير در «يجوز الاقتداء بهم» به خصوص عادل عود مىنمايد.
تذكّر: ممكن است عام و ضمير در كلام واحد به اين ترتيب ذكر شوند: «اكرم كلّ عالم و يجوز الاقتداء بهم» يعنى: درعينحال كه كلام، واحد است لكن دو حكم و دو عنوان داريم يكى وجوب اكرام و ديگرى جواز اقتدا، قبل از اينكه ضمير ذكر شود حكمى بر عام، مترتّب شده كه استقلال دارد به عبارت ديگر: عام از نظر حكم، مستقلّ است. نتيجتا محل بحث، اين شد كه: عام، قبل از اينكه ضميرى به آن عود نمايد، خودش حكم مستقلّى داشته باشد سپس در نفس آن كلام يا كلام ديگر، ضميرى باشد و به بعضى از افراد عام رجوع نمايد و آنهم خودش بيانگر حكم ديگرى باشد.
يادآورى: مثالى را كه مصنّف رحمه اللّه ذكر كردهاند اين است: «وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ ... وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ ...» [١] يك حكم مستقل، اين است كه مطلّقات بايد سه طهر- يا سه حيض- تربّص نمايند. سپس خداوند متعال در ذيل آيه شريفه فرموده: «وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ»، شوهران آنها احقّيّت به ارجاع- و برگرداندن-
[١]سوره بقره، آيه ٢٢٨.