إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧٧
بيان مىشود از جمله، اينكه بگويند: «اكرم كلّ عالم الا زيدا»، «اكرم كلّ عالم الّذى لا يكون فاسقا» يا «اكرم كلّ عالم الا الفسّاق منهم».
سؤال: در كداميك از صور مذكور، مجازيّت پيدا شده؟
در آن موردى كه جنبه وصف، مطرح است كه مسئله، بسيار واضح است، اگر مولائى بگويد «اكرم كلّ عالم»، آيا توصيف عالم به «عدالت» سبب مىشود، لفظ «كل» در غير موضوع له استعمال شود؟
خير! در فصل قبلى بيان كرديم كه كلمه «كل» تابع اين است كه از مدخولش چه چيز اراده شده، اگر مدخول آن، عالم مطلق باشد، لفظ «كل» تمام افراد عالم را شامل مىشود.
آيا اگر مدخول كلمه «كل» موصوف به صفت «عدالت» باشد در لفظ «كل» تصرّفى شده؟
خير! مدخول آن، يك موصوف و صفت- امر مقيّد- هست كه در اين صورت، لفظ «كل» فقط شامل همان افراد مقيّد مىشود و دلالت بر عموم آن دارد پس: «كلمة كلّ وضعت لارادة استيعاب افراد المدخول»، امّا اينكه مدخولش چيست، ارتباطى به كلمه «كل» ندارد بلكه بستگى به اين دارد كه آيا مدخولش مطلق است يا مقيّد [١].
حتّى در جمله «اكرم كلّ عالم الا زيدا» كه استثنا مطرح است و مدخول «كل» تنها كلمه عالم نيست بلكه مدخولش عالم، به استثناى زيد مىباشد، لفظ «كل» دلالت بر استيعاب و شمول افراد دارد.
نتيجه: در مخصّص «متّصل» اصلا مجازيّت، تصوّرى ندارد.
تذكّر: همانطور كه در آخر فصل قبل اشاره كرديم اصلا مخصّص «متّصل» را نبايد
[١]اگر مدخول آن، مطلق باشد، دائره عموم توسعه دارد و چنانچه مقيد باشد، دائره آن، مضيق است.