إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٦
و الاشكال في دلالتها عليه «بأنّ خبر لا» امّا يقدّر «ممكن» أو «موجود»، و على كلّ تقدير لا دلالة لها عليه أمّا على الاول، فانّه حينئذ لا دلالة لها الا على اثبات امكان وجوده تبارك و تعالى، لا وجوده. و اما على الثّاني، فلانّها و ان دلّت على وجوده تعالى، الا أنّه لا دلالة لها على عدم امكان اله آخر مندفع بأنّ المراد من الإله هو واجب الوجود، و نفي ثبوته و وجوده في الخارج، و اثبات فرد منه فيه- و هو اللّه تعالى- يدلّ بالملازمة البيّنة على امتناع تحقّقه في ضمن غيره تبارك و تعالى، ضرورة أنّه لو لم يكن ممتنعا لوجد، لكونه من أفراد الواجب(١).
مصنّف: دليل مذكور، قابل مناقشه هست زيرا ممكن است كسى بگويد جمله مذكور، دلالت بر انحصار ندارد بلكه قرائن حاليه يا مقاليّه ديگرى مطرح بوده كه به كمك آنها استفاده مىشده كه عقيده اثباتى و نفيى شخص اظهاركننده، اسلام است [١].
خلاصه: ممكن است گفته شود آن كلمه طيّبه، دلالتى ندارد كه «اللّه» تبارك و تعالى معبود منحصر هست.
(١)اشكال [٢]: كلمه طيّبه «لا اله الا اللّه» دالّ بر توحيد نيست، خواه خبر مقدّر «لاى» نفى جنس، «ممكن» باشد خواه «موجود» زيرا اگر خبر، «ممكن» باشد، اشكال در ناحيه مستثنى و چنانچه خبر، «موجود» باشد، اشكال در جانب مستثنى منه است
بيان ذلك: چنانچه خبر «لا»، «ممكن» باشد فقط از آن استفاده مىشود، اللّه تبارك و تعالى «ممكن» و اثبات اين مسئله، فائدهاى ندارد زيرا بايد اثبات «وجود» نمود نه اثبات «امكان»، امكان با وجود، ملازم نيست زيرا محتمل است شىء «ممكن» باشد امّا موجود نباشد.
اگر خبر «لا»، «موجود» باشد، نتيجهاش اين است كه: خداوند متعال، موجود است امّا
[١]استاد معظم: بديهى است كه بيان مصنّف، قابل قبول نمىباشد.
[٢]توضيح متن مذكور، مربوط به افاضات حضرت استاد «مدظله» نيست بلكه نگارنده حقير با استفاده از درس سائر اساتيد معظم به رشته تحرير درآورده.