إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣٥
و منه قد انقدح أنّه لا موقع للاستدلال على المدّعى بقبول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم اسلام من قال كلمة التّوحيد، لامكان دعوى أنّ دلالتها على التّوحيد كان بقرينة الحال أو المقال(١).
تذكّر: فرقى ندارد كه شما در بحث صحيح و اعم، «صحيحى» باشيد و بگوئيد لفظ صلات براى خصوص نماز صحيح وضع شده يا «اعمّى» باشيد و بگوئيد صلات براى اعمّ از صحيح و فاسد وضع شده زيرا: اگر «صحيحى» باشيد، معنايش اين است كه: بدون طهارت اصلا عنوان صلات تحقّق پيدا نمىكند و اگر «اعمّى» باشيد، معنايش اين است كه:
آن صلات مأمور به [١]- و تامّ الاجزاء و الشّرائط- بدون طهارت، امكان تحقّق ندارد- به نظر كسى كه مىگويد صلات براى «اعم» وضع شده، نماز بدون طهارت، صلات مأمور به و مورد طلب شارع نيست.
٢فرض كنيد كلام ابو حنيفه، صحيح است لكن قرينه خارجى داريم كه طهارت به تنهائى محقّق صلات نيست مگر اينكه سائر اجزا و شرائط به آن ضميمه شود و اگر در يك مورد، قرينهاى مطرح بود، لطمهاى به آن بيان كلّى ما- در باب استثنا- نمىزند. ما در محلّ بحث درصدد بيان ضابطه كلّى هستيم و عرف هم با ما موافق هست كه اگر در يك مورد، قرينهاى برخلاف آن قاعده كلّى بود، ضررى براى آن ضابطه همگانى ندارد.
(١)از جواب ثانى، مطلب ديگرى هم براى شما مشخّص شد: بعضى كه مدّعايشان با نظر ما متّحد بوده خواستهاند دليلى به نفع ما اقامه كنند كه ما آن دليل را نمىپذيريم.
توضيح ذلك: هركس در صدر اسلام به محضر نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله مشرّف مىشد به مجرّد اقرار به «لا اله الا اللّه» پيامبر اكرم، اسلام او را مىپذيرفت پس معلوم مىشود آن كلمه طيّبه دلالت بر انحصار دارد و اين مطلب، دليل بر اين است كه استثناء از نفى، جنبه اثبات دارد و الا اگر دلالت بر اثبات نداشت چگونه اسلام آن افراد مقبول واقع مىشده.
[١]كه مورد نظر شارع مقدس هست.