إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٨
مفهوم نداشته باشد، نمىتوان «حمل مطلق بر مقيّد» نمود.
توضيح ذلك: فرضا يك دليل مىگويد «ان ظاهرت فاعتق رقبة» يعنى اگر ظهار محقّق شد، عتق رقبه، واجب است و در دليل ديگر، چنين آمده: «ان ظاهرت فاعتق رقبة مؤمنة» يعنى رقبه را به «مؤمنه» مقيّد نموده، بناء اصوليّين هم بر اين است كه دليل اوّل- مطلق- را به واسطه دليل دوّم، مقيّد نمايند و بگويند: مقصود از قضيّه اوّل، اين است كه رقبه مؤمنه را بايد عتق نمود و كأنّ حمل مطلق بر مقيّد، مورد اتّفاق است.
قائل به ثبوت مفهوم از اين مطلب استفاده نموده و مىگويد: اينكه مطلق را بر مقيّد حمل مىكنند به علّت اين است كه: قضيّه دوّم- ان ظاهرت فاعتق رقبة مؤمنة- داراى مفهوم هست يعنى: عتق رقبه غير مؤمنه، كفايت نمىكند و مفهومش اطلاق «اعتق رقبة» را مقيّد مىكند و الّا اگر مفهوم نداشته باشد دو دليل مثبت با يكديگر منافاتى ندارند چون يك قضيّه مىگويد: «اعتق رقبة» و ديگرى مىگويد: «اعتق رقبة مؤمنة» و هر دو مثبتين هستند و منافاتى با يكديگر ندارند تا حمل مطلق بر مقيّد شود بلكه بايد قضيّه مثبت دوّمى واجد يك جنبه نفيى باشد و با نفيش با اطلاق اوّلى منافات داشته باشد و اطلاق آن را مقيّد نمايد.
خلاصه: قضيّه «ان ظاهرت فاعتق رقبة مؤمنة» داراى مفهوم سالبهاى هست كه اطلاق «ان ظاهرت فاعتق رقبة» را مقيّد مىكند و كأنّ از ابتدا يك دليل منطوقى به اين نحو داريم: «ان ظاهرت فلا تعتق رقبة كافرة».
مصنّف رحمه اللّه: حمل مطلق بر مقيّد، ارتباطى به مسأله «مفهوم» ندارد.